>
>
>
>
>
>
>
>
>
|
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
|
خوشا آن دم که از او می نويسم
ز وصف و ذکر نام او می نويسم
السلام عليک يا علی بن موسی الرضا (ع)
امروز از ساعت 6 بعد از ظهر در کنار سقا خانه
اسماعیل طلائی در خدمت زائرین آقا علی بن موسی
الرضا هستم
تحویل گرفتن پست من همزمان میشود با اقامه نماز
مغرب وعشا حرم مطهر به جهت نزدیک شدن به ایام
عزاداری دهه آخر صفر (رحلت رسول الله ، شهادت
امام حسن مجتبی ، وشهادت ثامن الحجج ) روز به
روز شلوغ تر می شود
صحن انقلاب مملو از جمعیت به نماز می ایستند
دو خانم مسن در صف اول نماز نشسته اند و به
جهت کهولت سن نمی توانند نماز را ایستاده بخوانند
به گونه ای نشسته اند که بین صف اول و دوم قرار
گرفته اند
وهر چه همکارم به ایشان تذکر می دهند که یا کمی
جلو بیایند یا قدری عقب تر بروند تا صف نماز کامل
شود به گفته این عزیز گوش نمی دهند و وقتی من
مداخله میکنم میگویند اگر بیائیم در صف اول باید
پاهایمان را روی زمین (بدون فرش) بگذاریم و اگر
در صف دوم بایستیم پایمان را لگد مکنند و وقتی
میگویم خواهش میکنم نظم صف را بهم نزنید و جلو
بیائید میگویند به تو ربطی ندارد!
دختر کو چکی (سه یا چهار ساله) در کنار مادرش با
چادر سفید زیبایش نماز میخواند و چه با دقت این
کار را انجام میدهد از دیدنش لذت میبرم و وقتی
نمازش تمام میشود به اویک شکلات تعارف میکنم
خیلی مودبانه میگوید متشکرم میل ندارم ولی مادرش
تشکر کرده و میگوید بگیر دخترم !
{تفاوتها راببينيم}
پسر نوجوانی با عجله خود را به سقا خانه میرساند و
میگوید اجازه هست از این آب برای وضو گرفتن
استفاده کنم اگر بخواهم بروم بیرون ممکن است به
نماز جماعت نرسم و با عجله وضو میگیرد تا بتواند
نماز عشا را به جماعت بخواند
پس از پایان نماز هجوم جمعیت به سمت سقا خانه و
نوشیدن جرعه ای از آب متبرک این مکان زیاد
میشود و نکته در خور تئجه رعایت نکردن بعضی از
خواهر برای استفاده از قسمت ویژه خود و به دلیل
اینک قسمت برادران خلوت تر است وارد قسمت
برادران میشوند؟
اتفاق خاص دیگری رخ نمی دهد که برای شما باز گو
کنم ولی اگر مایلید در مورد سقاخانه اسماعیل طلائی
بیشتر بدانید ادامه مطلب را هم مطالعه بفرمائید
سقا خانه اسماعيل طلا
نادر شاه افشار در جنگی که در هرات میکند سنگی به ظرفیت 3 کر آب که یک پارچه است را به غنیمت میگیرد و اعلام میکند هر کس این سنگ را بدون اینکه آسیبی برساند به مدت 12 روز به مشهد الرضا (ع) برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد فردی اقدام به این کار مینماید و بعد از 9 روز سنگ را به مشهد می آورد و به خیال اینکه خوش خدمتی کرده و زودتر از موعد مقرر سنگ را به مشهد رسانده نزد نادر شاه میرود و تقاضای جایزه اش را مینماید نادر شاه دستور میدهد چشم های او را کور کنند تا دیگر روی حرف او حرفی نزند چرا که او گفته بوده 12 روزه و این فرد 9 روزه سنگ را آورده است!!!
این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط این صحن عبور میکرده نصب میشود و مردم برای رفع تشنگی ازآب درون آن استفاده میکردند
چند سال بعد هدیه ای به دربار نادر شاه افشار میرسد نادر شاه میخواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش بنام اسماعیل خان از او میخواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند نادر موافقت میکند بسته در خارج از شهر باز میشود و درو نش مواد منفجره بوده به محض باز گشائی انفجار رخ میدهد .
نادر شاه به جهت زکاوت اسماعیل خان و به شکرانه این که از این بلا جان سالم بدر برده دستورمیدهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را طلا مینماید بدین جهت از آن زمان سقا خانه را سقا خانه اسماعیل طلائی نام گذاری کرده اند
و السلام عليکم و رحمت الله و برکاته
>