تبليغاتX
:: السلام عليك يا شمس الشموس::> :: زندگي نامه ثامن الحجج ::> :: تاريخ حرم مطهر::> :: خاطرات خدمت ::> :: دل نوشته ها ::> :: احاديث معصومين ::> :: شفا يافتگان رضوي ::> :: مناسبت ها ::> :: نجواي تـو ::> خادم حرم مطهر امام رضا (ع) - خاطرات چهارشنبه20تیر
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)

بنام حضرت دوست که هرچه دارم از لطف اوست

چهارشنبه 20/4/86ساعت 5.30ًصبح به حرم مطهر مشرف شدم و يکسره به سمت روضه منور رفتم پس از زيارت به صحن انقلاب اسلامي محل کشيک امروزم رفتم و پست را از همکار کشيک دوم تحويل گرفتم تمامي همکارانم به موقع آمدند و پست ها تعويض شد جز يکي از بزرگواران که محل پست ايشان درب بازار بود که بلا جبار به جاي ايشان مشغول شدم.

نزديک ساعت 7 مراسم جارو آغاز شد و نواي رضا جان صحن را پر از شوق کرد

ساعت7.20ًدختر بچه اي عرب گمشده بود و قادر به سخن گفتن فارسي نبود و شکه شده بود و حتي اسمش را هم نمي گفت او را بسختي راضي کردم که همراهم بيايد تا به دفتر گمشدگان ببرمش

ساعت 8 صبح همکارم که نيامده بود با 2 ساعت تاخير آمد و من به پست اصلي خودم که گشت صحن انقلاب بود رفتم

چند دقيقه اي کاري براي دوستم که خدمتش پشت پنجره فولاد بود پيش آمد و من به جاي ايشان توفيق پيدا کردم مقابل پنجره فولاد بايستم بيماران زيادي دخيل بسته بودند

ساعت 9 هم پستي ام حاج آقاي حسينيان آمدند ولي چون متوجه شدم که يکي از اقوامشان فوت نموده و بايد براي تعزيه بروند قبول کردم که يک مدت هم به جاي ايشان بايستم

ساعت 10صبح هم به آسايشگاه رفتم

هنگام نماز ظهر نيز صحن انقلاب کاملاً پر از نماز گزاران شد

ساعت5بعد از ظهر مراسم جاروي عصر آغاز شد و من نيز همراه ديگر دوستان به جارو کشي صحن ها مشغول شدم و اتمام مراسم جارو همراه با مداحي حاج آقاي بحريني فيض را کامل نمود

بعد از مراسم جارو تعزيه اي براي مرحوم حسن خديوي با حضور خانواده محترمش در آسايشگاه برگزار شد ((واقعاً امروز کشيک بدون اين پير غلام امام رئوف حس و حال همشگي را نداشت و همه ما افسرده بوديم))

اذان مغرب به افق مشهد19.17ًميباشد از ساعت يک ربع به هفت مقابل ايوان عباسي نيروي کمکي بودم و در اين مدت دو تا پسر بچه هفت الي هشت ساله اصفهاني با صحبت هاي زيادشان امان را از من بريدند

ساعت 8و پس از اتمام نماز و خلوت تر شدن موقعيت به آسايشگاه رفتم

ساعت 9.5چند دقيقه اي را در صحن انقلاب بجاي يکي از همکاران مشغول خدمت شدم در اين مدت دو بچه و يک پير زن که گم شده بودند را به دفتر گمشدگان بردم

ساعت 1 بامداد پنجشنبه 21تير ماه در صحن انقلاب پست گشت را از همکارم حاج آقاي کورشيان تحويل گرفتم

زائرين زيادي روي فرشها بخواب رفته اند و تعدادي کم لطفي ميکنند و به هيچ وجه همکاري نمي کنند

ساعت 2.37ً اذان صبح  و نماز جماعت با شکوه برگزار شد و پس از نماز سخنراني آيت الله شهيدي آغاز شد مبحث سخنراني زيارت آقا علي بن موسي الرضا(ع) بود و آداب زيارت اين مکان مقدس که بيشتر پيرامون حفظ حرمت حرم مطهر بود

دو خانم حجابشان کامل نبود وقتي تذکر دادم به من گفتند آقا شما چرا نگاه ميکني !!!! که در جوابشان گفتم يکي از وظايف من در اين مکان مقدس امر به معروف است و مجدداً خواهش کردم موهايشان را بپوشند و در مقابل حضرت مراقب رفتارشان باشند ...

ساعت 3.30ًصبح فرشهاي سطح صحن براي نظافت جمع شد که بعض از زائريني که متاسفانه دوست نداشتند از خوابيدن روي فرشها بگذرند با نا راحتي و حرفهاي تند فرشها را ترک ميکردند

ساعت 4.05ً نواي روح نواز نقاره خانه فضاي حرم ثامن الحجج را آکنده از اشتياق کرد و زائريني که با شوق خاصي به اين نواي ملکوتي گوش ميدادند

ساعت 5 صبح کاري برايم پيش آمد که يک ساعت زودتر از موعد مقرر پست را به يکي ديگر از همکارانم تحويل دادم و به منزل برگشتم

الحمدلله رب العالمين

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:45  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

 
:: السلام عليك يا شمس الشموس::>