>
>
>
>
>
>
>
>
>
|
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
|
یکشنبه 6/12/85
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز بارش برف از حدود ساعت 3 بعد الظهر آغاز شد و از ساعت 5/4 بعد الظهر و همزمان با غروب خورشید برودت هوا و شدت بارش برف بیشتر شد من از ساعت 6 تا ساعت 9 شب در ایوان نقاره خانه صحن انقلاب (صحن کهنه یا صحن سقا خانه) خانه حسب وظیفه مشغول خدمت به زائرین محترم شدم .
زائرینی که برای نماز جماعت و زیارت امام رضا (ع) به حرم مطهر تشریف آورده بودند پس از خروج از رواقهای حرم رضوی با سرعت به سمت منزل و یا هتل های خود در حرکت بودند و متاسفانه چندین نفر به زمین افتادند البته متصدیان صحن تمام تلاش خود را برای برف روبی میکردند.
ولی شدت بارش و همچنین غافلگیری این برف و نبود برخی امکانات مانند کف پوش هائی که به منظور به وجود آمدن اصطکاک بر روی زمین فرش میشود باعث بروز مشکلاتی شده بود .
خانمی عرب که برای زیارت به حرم مطهر مشرف شده بود و ظاهراً همراهان خود را گم کرده بود وارد صحن شد و از من نشانی دفتر گمشدگان را سوال نمود او را راهنمائی کردم چند قدمی رفت وقتی دید زمین خیلی لغزنده است کفش هایش را از پایش در آورد و پای برهنه به سمت دفتر گمشدگان که واقع در ظلع دیگر صحن میباشد به راه افتاد.
تعدادی از دربان به برف روبی مشغول بودند و جمعی از جوانان با صفا هم برای کمک به آنها پیوستند و جالب اینکه شخصی از ایوان عباسی (ایوان ورودی از خیابان طبرسی به صحن انقلاب ) پای برهنه و بصورت 4دست و پا و با ارادتی خاص تا مقابل پنجره فولاد مشرف شد .
![]()
چند جوان از فرصت استفاده کرده بودند و به برف بازی مشغول شده بودند که وقتی به آنها تذکر دادم و یاد آور شدم که در چه مکان مقدسی حضور دارند قبول کرده و از ادامه کار خود منصرف شدند.
کماکان شدت یخ بندی سطح صحن بیشتر میشد و دربانان به این نتیجه رسیدند که اگر برف را جمع نکنند و روی زمین باقی بماند حرکت زائرین راحت تر خواهد بود به همین جهت برف روبی متوقف شد .
یکی از همکاران من که سن بالائی دارد و نمی تواند بدون عصا حرکت کند در وسط صحن به زمین خورد و من جلو رفتم و به ایشان کمک کردم و تا مقابل درب ایوان نقاره خانه ایشان را همراهی نمودم
ساعت 9 شده بود هم پستی من تشریف آوردند و من به آسایشگاه رفتم پس از 3 ساعت استراحت مجدداً توفیق خدمت نصیبم خواهد شد انشاالله.
ساعت 12 شدت کولاک وزش باد و بارش برف بسیار شدید بود کف پوش آماده شده بود و بیشتر مسیر های تردد زائرین در صحن با این کف پوش ها فرش شده بود برفهائی که پارو شده بود در چند نقطه از صحن تپه های برفی را به وجود آورده بود من به محل خدمتم برگشتم و همکارم را جهت استراحت به آسایشگاه فرستادم .
تعدادی از زائرین مخصوصاً جوانان با صفائی که گرمای عشق خدمت به همنوعانشان را به گرمای منزل ترجیح داده بودند با دیگر خدمه حرم مشغول پاکسازی مسیرهای عبوری بودند شدت برف به حدی رسیده بود که من در چندین سال اخیر این میزان بارش را ندیده بودم این عزیزان در چند گروه هر عده یک مسیر را پارو می کردند .
منهم پاروئی در دست گرفتم و محدوده خودم را هرچند وقت یک بار برف روبی میکردم .
خانمی با چشم گریان در این دل شب وارد حرم مطهر شد به من التماس دعا گفت و به سمت ایوان طلا رفت صدای چند جوان که مداهی میکردند و به سینه زنی در گوشه ای از صحن مشغول بودند حال غریبی در محیط ایجاد کرده بود و این میرساند که جوانان ایرانی بر خلاف تصور بعضی ها چه ارادتی نسبت به ائمه معصوم دارند و بر خلاف تعداد اندکی از جوانان که به بیراه میروند ولی هنوز دلهای با صفای زیادی را میشود دید .
متاسفانه تعدادی از زائرین که مراعات نمیکردند و از روی کف پوش ها حرکت نمیکردند گاهاً به زمین میفتادند و از آن جمله جوانی که به شدت به زمین افتاد و با کمک خانواده اش او را به دفتر نگهبانی هدایت کردند تا پزشک اورژانس حرم برای معاینه او بیاید و عنوان میکرد که به تازگی عمل پیوند تاندوم در پایش انجام داده و خیلی نگران بود ، البته پس از معاینه بخش فوریتهای پزشکی مشخص شد که خوشبختانه آسیب جدی ندیده ولی برای اطمینان توسط آمبولانس برای معاینه کامل تر به دارالشفاء امام رضا (ع) انتقال پیداکرد.
ساعت 30/2دقیقه بامداد صبح دوشنبه است بارش برف به حدی رسیده که آن طرف صحن دیده نمی شود و قدرت برف بر قدرت خدامی که همراه تعدادی از زائرین مشغول برف روبی هستند غلبه کرده است .
ساعت 3 شده همکارم تشریف آوردند و من به سمت آسایشگاه حرکت کردم.
به امید اینکه بتوانم توفیق خدمت در هفته آینده را پیدا کنم و بتوانم خاطراتش را برای شما نقل کنم
البته سعی خواهم کرد علاوه بر خاطرات هر هفته دانستنی هائی از شخصیت امام رئوف و یا اماکن و آداب حرم مطهر رضوی را نقل کنــــــــــــــــــــــــــــم انشا الله
تصویرگرhttp://faghathezbolah.blogfa.com/
>