تبليغاتX
:: السلام عليك يا شمس الشموس::> :: زندگي نامه ثامن الحجج ::> :: تاريخ حرم مطهر::> :: خاطرات خدمت ::> :: دل نوشته ها ::> :: احاديث معصومين ::> :: شفا يافتگان رضوي ::> :: مناسبت ها ::> :: نجواي تـو ::> خادم حرم مطهر امام رضا (ع)
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)

خوشا به حالت زائر بهشت

 

 

 

گامهایم را استوار ولی به آرامی بر میدارم زیرا به رافتش امید دارم

دل غمین است ولی شاد و مسرور میشوم زیرا به رافتش امید دارم

دستانم خالی و پوچ است ولی به دامانش چنگ می زنم زیرا به رافتش امید دارم

دلم سیاه و زنگار گرفته است ولی منور و روشن است زیرا به رافتش امید دارم

کوچک و حقیرم ولی به درگاهی بزرگ پناه آورده ام زیرا به رافتش امید دارم

بغضی در گلو نهفته دارم ولی فریاد می زنم

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

 

زیرا به رافتش امید دارم

 

 

و اوست امامی رئوف که مرا پذیراست

و بدون شک شفیع ما خواهد بود همانگونه که وعده فرموده . . .   انشا الله

 

 

در کتاب منازل الاخره تالیف مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) چنین آمده است:

در حکایت تشرف حاج علی بغدادی به خدمت امام عصر ارواحنا فداه و سوالات وی از حضرت نقل شده که گفت :

 گفتم به آن بزرگوار سیدنا صحیح است که می گویند هر کس زیارت کند حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) را در شب جمعه پس برای او امان است ؟

فرمودند :آری والله و اشک از چشمان مبارکشان جاری شد و گریستند

گفتم سنه ۱۲۶۹حضرت امام علی بن موسی الرضا را زیارت کردیم و در ورود یکی از اعراب بادیه نشین طرف شرقی نجف اشرف را ملاقات نمودیم و او را ضیافت نموده و از او پرسیدیم که چگونه است ولایت رضا (ع) ؟ گفت:

 

بهشت است

 

امروز ۱۵روز است که من از مال مولای خود حضرت رضا (ع) خورده ام چه حقی دارد نکیر و منکر که در قبر نزد من بیایند ـ گوشت و خون من از طعام حضرت روئیده و در مهمانخانه آن جناب ـ آیا این صحیح است ـ علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می آید و او را از نکیر و منکر خلاص میکند؟

حضرت ابا صالح (عج) فرمودند : آری والله جد من ضامن است

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 23:49  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

ای آشناترين غريب به تو مي انديشم

 

 

 

لحظه با شکوهی است گوش هايم هيچ صدائي را نميشنود و چشم هايم جزء روبه رويم را نميبيند دستهايم را به احترام آن امام همام به روی سينه ميگزارم ضربان قلبم را احساس ميکنم برای زيارتت لحظه شماری ميکنم سرم را آهسته خم ميکنم و از شرم  گناهانم به سنگ فرش صحنت ميدوزم گام هايم را آهسته بر ميدارم زيرا اينجا با بال فرشتگان فرش شده است در چشمانم اشک حلقه ميزند و از من اجازه سرازيری ميگيرد

 

 

 

وقتی وارد ميشوم و رو به روی پنجره فولاديت مي ایستم تمام حرف هائي که در قلبم بود و در راه  تکرار ميکردم تا با شما نجوا کنم ناگهان با دیدن چشم های منتظر؛ دستان لرزان ؛  بدنهای رنجور ؛  قلب های شکسته ؛  لبهای خشکیده ولی امیدوار فراموش میکنم چشمهایم چون ابر بهاری میبارد !

مولای من وقتی در بهشت تو هستم هیچ آرزوئی جزء نگاه کریمانه تو ندارم ؛ دلم نمی خواهد هیچ صدائی را جزء صدای نقاره خانه ات بشنود ؛ هیچ دستی جز دست رافت تو مرا یاری دهد .

مولای من تنها به تو می اندیشم ! شوق زیارتت مست و مدهوشم می کند و با دیدن ضریح عشقت عظمتت و کوچکیم را در می یابم

ای بزرگ مرد ؛ ای والا مقام ؛ ای مهربان من ؛ ای تمام هستیم به تو می اندیشم

ل ی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 0:10  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

جهان سر به سر عبرت و حکمت است

ولی بهــــره ما از آن غفـــلت است

 

مدت ها بود پشت پنجره فولاد توفیق خدمت نیافته بودم تا این هفته که

 

نمی دونستم بعد از مدت ها با چه مطلبی شروع کنم ولی استعانت از خود مولا کمکم کرد و چند لحظه ای را پشت پنجره فولاد بجای یک دوست مشغول خدمت شدم نیمه های شب بود و مثل همیشه خیل عظیم حاجتمندان که ریسمان نیازشان را به پنجره فولادی گره زده بودند

 

 

مادری جوان با کالسکه بچه اش آرام و اشک ریزان نزدیک شد طنابی سبز رنگ را از کیفش بیرون آورد بوسه ای به دستان بچه اش زد و طناب را به دور دست نوزاد 10ــ 15 روزه اش بست و سر دیگر طناب را به مشبک های پنجره محکم کرد

کنار بچه اش زانو زد ؛ خیره شد ؛ اشک ریخت و نجوا کرد چند لحظه بعد براحتی گفته هایش و درد دلش با مولا را میشد شنید

 

خدایا درسته که خیلی آرزو مند بودم نفس گرم یک بچه زندگیم را گرما بخش باشد ولی (هق هق گریه امانش را میگیرد )

 

 

براستی که جهان سر به سر عبرت وحکمت است ولی بهره من وتو و مای رنجور از این مطلب چیست ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 0:29  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

بنام جمیل

مدتها بود که از اینترنت دور بودم و آن روز وقتی تخفیف جالب توجه یک فروشگاه را در مورد قیمتهای کارت اینترنت دیدم نا خود آگاه و نخواسته به داخل فروشگاهش رفتم و یک کارت اینترنت 60ساعته را به قیمت 3000تومان خریداری کردم

و پس از حضوری که بعد از غریب به 130روز از آخرین حضورم بودم به خانه دلم رجوع کردم و انبوه نظرات دوستان و اظهار لطفشان دلم هوائی شد برای نگارش دوباره و بدین سان پست قبلی را ثبت نمودم . . .

تصمیم بر آن گرفتم حداقل هر ماه یکبار چند دقیقه ای را به دلم اختصاص دهم و حالا آماده ام و آمده ام تا دلها را راهی  کوی  دوست نمایم انشا الله

 

 

 

میدونم خیلی هاتون دوست دارین توی یک همچین وضعیتی که در تصویر فوق میبینید قرار بگیرید و از اعماق وجودتان فریاد بزنید السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا المرتضی (علیه السلام)و .......................

 

توی این مدت که توفق خدمت به شما زائرین اینترنتی را نداشتم فقط به این نتیجه رسیدم که اگر توکل به خدا کنیم و به ائمه اطهار متوسل بشویم حتماً گره ها باز خواهد شد

یا مولا یا ثامن الحجج یاریگرم باش تا در این خدمت گزاری که نصیب حقیر گردیده خادم خوبی برای زائرینت باشم

دوشنبه 6/3/1387 نوبت کشیک این حقیر میباشد پیشاپیش نایب الزیاره شما خواهم بود و با استعانت و یاری از خداوند متعال زین پس با مطالب تازه در خدمتتان خواهم بود

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 0:46  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

السلام عليک يا ابا عبدالله

 و علی الارواح التی حلت بفنائک

عليک منی سلام الله ابداً ما بقيت و بقی اليل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزيارتکم

السلام علی الحسين (عليه السلام)

و علی علی بن الحسين (عليه السلام)

و علی اولاد الحسين (عليه السلام)

و علی اصحاب الحسين (عليه السلام)

 

خدا نگهدار

 

بنام حضرت دوست که همه چیزم از اوست

و اما چرا خدا حافظ ؟

دلایل متعددی برای اینکار دارم با اینکه دلبستگی نسبت به شما بازدیدکنندگان گرامی پیدا کرده ام و دوستان خوب و زیبا نفسی را پیرامونم گرد آوری نموده ام و تازه نوشتن در وبلاگ برایم روان تر شده بود نسبت به روزهای آغازین شروع بکار وبلاگ ولی دلایل ذیل باعث شد که با شما و وبلاگم خدا حافظی کنم البته شاید ؛ چند ماه آینده بازگشتم و . . .

1 ــ  آغار ماههای محرم و صفر و پس از آن آغاز سال نو شمسی و مشغله های خدمتی در این ایام خاص

2  ــ  پیشنهاد یک پروژه کاری فرهنگی علمی که بی ربط به حرم مطهر رضوی و زائرینش نیست که بین 3تا6ماه کاری زمان خواهد برد

3 ــ  چندی بود که احساس میکردم نوشتن در وبلاگ برایم حالت روز مرگی به خود گرفته خوانندگان مطالبم محدود به چند دوست بزرگوار شده و مطالبم تکرار مکررات

4 ــ  آیتم نجوایت با مولا را در وبلاگ گذاشتم و توقع زیادی نسبت به این بخش داشتم ولی جزء عده معدودی از دوستان استقبالی نشد !

5 ــ اکثر کامنت های ارسالی به وبلاگم جنبه تبلیغی برای وبلاگهای خودشان شده بود و وقتی بررسی میکردم کمتر بازدید کننده ای زمان برای مطالعه مطالب وبلاگ میگذاشتند

6 ــ نظر سنجی که گذاشتم 50% از شرکت کنندگان مایل به ادامه کار وبلاگ نبودند

اما :

چند جمله ای حرف دل تا شاید دلایلم موجه تر جلوه کند:

 

{ باید سعی کنیم نوشتن مطلب در وبلاگ از تکرار خارج شده و ابتدا خود به یقین برسیم در مورد مطلب و سپس مکانی را که جایگاه فروش عقاید میباشد را اشغال کنیم و در آن به اظهار نظر بپردازیم ! که این خود همتی دو چندان می طلبید }

 

{( آ )  در صبح یکی از همین روزهای برفی هنگامی که اتومبیلم در میان برفها گرفتار شده بود و با هر ترفندی میخواستم خودم را نجات دهم ؛ نمی شد .فردی به کمکم آمد و با مساعدت او و چند دوستش از این وضعیت خارج شدم در انتها که از این عزیز تشکر کردم ایشان در کمال لطف فرمودند من کاری در مقابل زحماتی که شما برای زائرین میکشید نکرده ام فقط مرا از دعای خیر فراموش نفرمائید ! ( ب ) پیرمرد زائری که بعد از راهنمائیش به من چنین گفت: خدا عاقبت به خیرت نماید خوشا به سعادتت ( ج ) دوستی که پس از ورود به وبلاگ  در نظرات چنین مینویسد به شما حسودی ام میشود ای کاش برای یک لحظه هم که شده تو جایگاه شما بودم (د ) دوستی که از طریق این وبلاگ افتخار آشنائی با او را پیدا کرده ام و هنگامی که در زندگیش به مشکل بر خورد میکند مرا مشاور و راهنمای خود میداند (ر ) و ... همه اینها برای این حقیر کمترین ایجاد مسئولیت مینماید که با خود بیاندیشم در چه جایگاهی هستم چه وظیفه خطیری بر دوش دارم و در این بین سخت است که بین دل و عقل یکی را انتخاب کنی و عقلانی با این مورد بر خورد نمایم }

 

{ البته در صد کمی از تصمیم به خدا حافظی را منوط به نظر سنجی که 50% عدم حضور مرا خواستار شده بودن ارتباط میدهم و در پاسخ به این عزیزان نیز چنین میگویم

ای کوه بلندای سراپا پند

ز تو یک تجربه اندوخته ام که نلرزد تنم

 

از غرش ارابه سنگین زمان که هراسی ندهم راه به دل از طوفان

 

کاه بودن ننگ است کوه می باید بود

بله و تصمیم بر آن گرفتم که کوه باشم برای همین همکاری با یک گروه نرم افزاری را جهت اجرای یک پروژه نرم افزاری در مورد حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا(ع) را پذیرفته ام }

 

ولی :

سعی خواهم نمود خاطرات این چند وقت حضور و مصاحبت با شما را فراموش نکنم در این مدت دوستان خوبی پیدا کرده ام درسها آموخته ام و عقده  ها وا کرده ام و حاضرم با تمام وجود به دوستی و خدمت گزاری عزیزان ادامه دهم فلذا از طریق ایمیل  hrnabikhah@yahoo.comحاضر هستم ادامه  دوستیهایمان را حفظ کنم

در آیتم نجوایت با مولا تمام عزیزان که بذل محبت فرمودند و کامنت گذاشتند را برنده میدانم و به وعده خود عمل میکنم آقایان و خانم ها (نوید ؛ نگار؛ دل تنگ؛ فرشته بنفش؛ محمدی ؛ یه عاشق ؛ حمید رضا ؛ شیدا ؛ مهرداد ؛ حسین ؛ سعید ؛ حاجی ؛ عاشق آقا ؛ و ...) همه شما بزرگواران برنده هدیه من هستید و در اولین فرصت هدایایتان را با نام تک تک تان در کنار روضه منوره ثامن الحجج اهدا خواهم کرد

البته:

اگر از این پس تصمیم به در دل و نجوا با مولای خود داشتید با تلفن گویا آستان قدس رضوی که مستقیماً و بدون واسطه با روضه منوره ارتباطتان را بر قرار مینماید تماس بگیرید

۰۵۱۱-2232222

 

شايد:

وقتی دیگر بازگشتم ودوباره به کارم در این وبلاگ ادامه دادم تا خدا چه بخواهد

همه شما را برادرانه دوست دارم

در این مدت وبلاگ پر مغز و ارزشمندی را نیز پیدا کرده ام که الگوی خوبی برای جوانان خواهد بود بار ها این وبلاگ زیبا را لینک نموده ام و حالا نیز چنین میکنم

 

حاج آقا مسئله

 

به یاد خدا باشید از توسل به ائمه اطهار خصوصاً السلطان ابالحسن علی بن موسی الرضا غافل نشوید که ایشان کلید هر قفل ناگشوده ای هستند

 

در پايان :

امیدوارم همه ما از جمله محبین واقعی ائمه اطهار باشیم دعاهای بر حق مان با یک آمین آقا ابا صالح المهدی (عج) به اجابت برسد و در این ایام سوگواری اسم همه ما جزء عزاداران واقعی ابا عبدالله الحسین (ع) ثبت گردد

 

خدا نگه دار

خادم زائرين حرم مطهر رضوی نبی خواه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 19:56  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سلام و احترام

اين پست كه امروز براي شما عزيزان در نظر گرفته ام چند بخشه آخه چندين مطلب توي ذهنم بود كه براتون نقل كنم ولي مشغله هاي كاري اجازه نمي داد به همين جهت مختصراً و گذرا در خدمت هستم

اصل مطلب را توي ادامه مطلب خدمتتان نقل ميكنم تا ببينم چند عاشق به ادامه مطلب تشريف ميبرند ولي بايد قول بدهيد تا انتهاي اين مطلب را مطالعه بفرما ئيد بعد به ادامه مطلب تشريف ببريد (( البته با كمي بازار گرمي ))

 

 

1ـ فردا شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام است

 

در ابتدا اين غم عظمي را خدمت ابا صالح المهدي (عج) و تمامي شيفتگان آن حضرت و شما بازديد كنندگان گرامي تسليت عرض ميكنم  و اميدوارم در اين روز ماهم با عرادار واقعي آن حضرت كه بدون شك حضرت مهدي (عج) ميباشند هم ناله باشيم ضمناً فردا حقير كشيك حرم مطهر هستم و نايب الزياره تمام دلهاي عاشق

2 ـ روز پنجشنبه همانطور كه همه ميدانيد روز عرفه ميباشد در مورد اين روز هيچ نميگويم و خوب ميدانم كه در مورد اين روز و فضيلت هايش همه شما مطلعيد البته توي اين يكي دو روزه اكثر وبلاگها مطالبشون را به اين موضوع اختصاص داده اند كه به اعتقاد بنده جامع ترين و رسا ترين مطلب را استاد عزيز حاج آقاي كريمي در وبلاگ حاج آقا مسئله بيان نموده اند كه بهتره خودتان مطالعه بفرمائيد

ولي حقير يك خواهش از شما دارم بيائيم قبل از ورود به اين روز عزيز كمي از وقت خود را اختصاص بدهيم به اين موضوع كه معاني فارسي اين دعاي زيبا را با تامل و تفكر بخوانيم و ببينم حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) در اين روز با خداي رب العالمين چگونه نجوا نموده اند

3 ـ در آيتم نجوايت با مولا چند دوست حرف دلهائي با حضرت علي بن موسي الرضا (ع) داشته اند و طبق وعده قبلي  هديه اين هفته 100صلوات در جوار حضرت را نثار دوستان ذيل  ميكنم 

با هم قسمت هائي از نجواي ايشان با امام رئوف را ميخوانيم

 

 

آقا مهرداد

یا امام رضا به حق مادرت زهرا(س)
به حق گلت امام جواد (ع)
به حق آقا امام زمان(عج)
فرج آقا رو نزدیک کن
و شفای مریضا رو بده
مریضایی که اومدن اینجا و تنها امیدشون شمایید
دیگه اگه از اینجا بی جواب برند جایی ندارند که پناه بیارند
یا ثامن الحجج
ای امام غریب
نگذار این مریضایی که تو مشهد غریب اند و به شما پناه آوردند بی نتیجه بیرون بروند
کنار پنجره فولاد تنها جایی هست تو دنیا که آدم وقتی اونجا وایسه تمام درد و غم و غصه های خودش از یادش میره
از ته دلش واسه اونایی که دخیل بستند به پنجره فولاد دعا میکنه
و من مطمئنم آقا زائرانشون را دست خالی بر نمیگردونن
یا امام رضا (ع) عاشقتم

نگار خانم

اگه همین الان توی حرم امام رضا(ع) بودم در این لحظه و فقط در این لحظه از فرط اشتیاقم چیزی بر زبونم نمی اومدو گریه میکردم فقط...زبون گریه رو هم نمیشه توضیح داد و توصیف کرد،گريه ميكردم و نگاهشون ميكردم چيزي نميگفتم...چيزي نميگفتم...

شيدا خانم

آی اهل عالم! این امام رضای منه! همونی که وقتی تو صحنش مناجات شعبانیه می خوندم به خدا هم فخر می فروختم. که من مهمون امام رضام.

و اما حالا به اين آيتم برويد و بفرمائيد اگر در روز عرفه يا عيد قربان كنار پنجره فولاد بوديد با مولاي خود چه ميفرموديد

 

 

 

اميدوارم تا هفته آينده بتوانم 3 نجواي گرم شما را به عنوان برتر انتخاب كنم و هديه خود را از من بگيريد

4 ـ هفته پيش شب شهادت حضرت جواد الائمه (ع) در خدمت زائرين مولا بودم برام خيلي جالب بود خدمت به شما در چنين روزي و چند مطلب قابل تامل // صبح روز دوشنبه يك دوست اينترنتي از شهر زيباي اصفهان را ديدار كردم و هم صحبتي با ايشان برايم لذت بخش بود – مراسم خطبه و جاروي خدام را حاج آقاي انصاريان با نواي گرمشان و عزادراي براي امام جواد حال و حس خاصي بخشيدند – شب هنگام در سرماي آن شب پسر بچه اي را ديدم كه با يك زير پيراهني و يك زير شلواري به حرم مطهر آمده بود و به شدت از سرما مي لرزيد و وقتي كمي با او صحبت كردم متوجه شدم بخاطر يك بر خورد بچه گانه از طرف خانواده از منزل فرار نموده و به حرم پناه آورده كه با همكاري دفتر ناهنجاريها مساعدت هاي لازم جهت برگشت او به منزل انجام گرفت

 

 

 

 

و اما  مطلب مد نظر در اين پست

 

او يك فرشتـــه بود ! (تلفن همراه)

 

لطفاً به ادامه  مطب تشريف ببريد تا انتها مطالعه نمائيد و حتماً نظر بدهيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:38  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سلام بر دوستان عزيز بازديد کنندگان محترم

حالا که با لطف خدا و همت شما عزيزان بازديد از وبلاگ من حقير در حال رشد است و آمار به روزانه بيش از 120بازديد  در روز رسيده پس چرا عزيزانم نظر نمي دهند؟!!!

و اما فردا جمعه بنده کشيک حرم مطهر  هستم و نايب الزياره همه عزيزاني که کبوتر دلشان توي حرم مطهر رضوي  پر ميکشه هستم بدين جهت فرداشب آپ نمي شوم ولي انشاالله شنبه با يک گزارش تصويري فوق العاده زيبا در مورد تعويض پنجمين ضريح مطهر  خدمت ميرسم در اين پست تصاويري خواهم گذاشت که مطمئن هستم تا به امروز نديده ايد پس تا روز شنبه حدود ساعت 20

 

 

و اما مطلب امروز

حجـاب ! خـوب ؛ بـد ؛ زشـت

 

 

گوشه اي از صحن مسجد جامع گوهرشاد مقابل ايوان مقصوره رو به حرم مطهر ثامن الحجج  (ع) ايستاده

آنقدر زيباست که نا خود آگاه جلب توجه ميکند

چشم هايم را به او مي دوزم  و لذّت ميبرم

چند قدم به طرفش ميروم و به آرامي سلامش ميکنم

ميگويم ببخشيد خانم . . 

لطفاْ جهت مطالعه به ادامه مطلب بروید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 20:50  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

همانطور که توي پست قبلي وعده داده ام امشب چند بيتي از دکتربهزاد حاجيان برايتان در نظر گرفته ام ولي قبل از اون چند سطري حرف دل با شما دارم

حدود ساعت 7 بعد از ظهر بود که به محيطblogfa  آمدم تا پست امشب را ارسال کنم ولي طبق معمول ابتدا بخش آخرين نظرات خوانندگان را باز کردم

خودتان ببينيد

 

چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 18:19

توسط:یک ایرانی مقیم فنلاند

فقط میتونم بگم با دیدن این وبلاگ دلمو هوائی کردی
خیلی وقته دلم گرفته بود و حالا که تو میگی میشه از راه دور زیارت کرد
دارم گریه میکنم و مینویسم
خیلی میخواستم من هم الان اونجا بودم
آخه من بچه مشهد هستم حدود5 ساله که اآمده م اینجا
حاجی منو دعا کن دعا که باز بیام وطنم
دیگه نمی تونم صحبت کنم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

با خواندن اين کامنت من هم منقلب شدم

خدايا با تمام وجودم سپاسگزارتم

تا حالا شده کاري بکنيد که بعد خودتان احساس شعف داشته باشيد گاهي اوقات پيش مي آيد توي صحن و سراي حرم مطهر رضوي خدمتي از من بر مي آيد که به خود ميبالم و احساس ميکنم تمام خدمت اين 24 ساعته حضورم يک طرف اين کار ي که انجام  دادم باعث غرور و افتخارم  شده

بطور مثال هفته گذشته که به حرم مطهر مشرف شده بودم پيرمردي جنوبي را که نابينا بود و پس از زيارت قصد خروج از حرم مطهر را داشت همراهي نمودم و طي اين 40تا50قدمي که همراهي اش کردم تا خروجي باب الرضا با اينکه نمي دانست من جزء خدام هستم ولي آنقدر مرا دعا کرد که بغض گلويم را گرفت وقتي به آسايشگاه برگشتم اولين کاري که کردم سجده شکري بجا آوردم که توفيق خدمت در اين مکان مقدس را به من عطا نموده  خلاصه خستگي او نروز از تنم گرفته شد

و حالا با ديدن اين کامنت به خود ميبالم خدا را شاکرم و متشکرم از تمام عزيزاني که مرا در اين مدت 9 ماهه همراهي فرموديد با راهنمائيهايتون کمک کرديد و با نظراتتون دلگرمم کرديد و حالا احساس ميکنم نوعي ديگر از خدمت به زائرين مولا نصيبم گشته که فکر ميکنم هيچ کدام از دوستان خدمت گزارم در اين بهشت زميني نصيبشان نشده و خدا را شاکرم  و از همه بازديدکنندگان محترم ممنونم

لطفاً به ادامه مطلب برويد و شعري را که وعده داده بودم مطالعه بفرمائيد اميدوارم لذت ببريد

ضمناً فرداشب با دل نوشته اي پيرامون حجاب به روزم خوشحال ميشوم همچون گذشته همراهي بفرمائيد

به ياد خدا در پناه ثامن الحجج علي بن موسي (ع)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 20:18  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

کدام زيارت ؟ کدام زائر؟

توي راه همين که وارد يکي از خيابونهاي مشرف به حرم مطهر شديم تا چشم مون به گنبد و بارگاه مولامون افتاد ضربان قلبمون بالا رفت تو راه هم مبهوت بوديم و حواسمون به هيچي نبود جز اينکه برسيم به حرم وقتي وارد صحن هاي متبرک حرم مطهر حضرت رضا شديم ابهت اين مکان مقدس ما را گرفت وقتي ميخواستيم وارد کفشداريهايش بشويم بغض گلو مون گرفت در همون حال اذن دخول را خونديم و بعد به سمت ضريح مطهر روانه شديم ولي وقتي چشمون به ضريح مطهر افتاد آرامشي وصف نشدني بهمون دست داد از همه چيز فراموش کرديم

 

 

لطفاً جهت مطالعه بر روي ادامه مطلب  کليک بفرمائيد

 

ضمناً فردا شب با  سروده ای از شاعر معاصر بهزاد حاجيان شاعر آستان قدس رضوي به روز خواهم شد خوشحال ميشوم تشريف بياوريد و نظر هم بدهيد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 19:10  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

 
:: السلام عليك يا شمس الشموس::>