تبليغاتX
:: السلام عليك يا شمس الشموس::> :: زندگي نامه ثامن الحجج ::> :: تاريخ حرم مطهر::> :: خاطرات خدمت ::> :: دل نوشته ها ::> :: احاديث معصومين ::> :: شفا يافتگان رضوي ::> :: مناسبت ها ::> :: نجواي تـو ::> خادم حرم مطهر امام رضا (ع)
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)

پرستو هاي عاشق پسته وار لبهاي خويش را به خنده مي گشايند!

پروانه ها بال زنان و شادي کنان ،شاعرانه ترين پروازشان را بر گرد شمع شبستان

هشتم دنيا آغاز مي کنند!

خورشيد شور و التهاب و شگفتي را در وجود خويشتن احساس مي کند!

ماه از هميشه زيباتر مي شود و نگاهش را ميهمان سرورو سر سبزي مي سازد!

نسيم ، بي قرار و مسروراز اين سو به آن سو مي وزد درختان با خرسندي به سيماي

آفتاب مي نگرند و با شادماني به رقص و طرب با باد مي پردازند!

سبز ترين صداي ترانه چونان شيپوري از شعف و شيفتگي از سمت همه ذرات جهان

به گوش مي رسد !

زمين در پوست خود نمي گنجد!

زمان زبان بيان احساس خويش را ندارد!

درياها دل شادند!

جنگلها آواز هاي شادي مي خوانند !

ستاره ها در سما جشن بر پا نموده اند!

کاينات غرق در نورند و مجلل !

فرشته ها و آدميان مسرورند و مشتاق طلوع روي ماه او!

آري اي سيد گلها ! اي مولا ! اي نور مطلق ديروز و امروز و فرداها !

اي سبزه زار سر زندگي!

 

 

اي ابالحسن علي بن موسي الرضا (ع)

قدوم پاکت حضور همه زيبائي ها را تضمين مي نمايد!

دستان مهربان کرامتت سايبان دلهاي غمين ماست!

چشمه سار عطوفتت ما را به زندگي اميد وار کرده شيريني ولاي تو آباداني ملکت را

بيمه مي کند!

اي امام آئينه و اي خلاصه همه خوبيها اي منتهاي خواهش همه دلها!

 

خجسته ميلاد منور تو بر همه هستي ؛ حضرت حجت بن الحسن (عج) و تمامي

پيروان راستينت

تبريک و  تهنيت باد

اي عالم آل محمد(ص) سلام و صلوات خالصانه دلهاي دردمند ما را پذيرا باش و در اين

خجسته روز شکفتن گل وجودت دستگيرمان باش و لبان پر خنده ات را از ما دريغ

مفرما !

 

 

 

مهر خوبان دل و دين از همه بي پروا برد

رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد

تو همي پندار که مجنون سر خود مجنون گشت

از سمک تا به سهايش کشش ليلي برد

من خس بي سرو پايم که به سيل افتادم

او که مي رفت مرا هم به دل دريا برد

خودت آموختيم خودت سوختيم

با برافروخته روئي که قرار از ما برد

 همه دل باخته بوديم هراسان که غمت

 همه پشت سر انداخت مرا بالا برد

علامه طباطبائي

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 13:45  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

شب قدر است

 

شب مغفرت و آمرزش

 

 

شب نزول قرآن

 

شب سر نوشت من و تو

 

شب قدر است

 

قدر بدانیم

 

این شب قدر هم همچون شب های دیگر قدر ودیگر

 

شب های عمرمان هم خواهد گذشت

 

و تقدیر هر کداممان در گوشه ای رقم خواهد خورد

 

 شاید من در

 

 حرم مطهر مولایم ابالحسن علی بن موسی (ع)

 

آن دیگری در مسجد و ثالثی در حسینیه و شاید هم در

 

 خوابی ناز ولی مهم آن  ِ فرداست

 

آیا فردا چند گام زندگیمان را همسو با زندگی

 

اولین مظلوم دو عالم

 

حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)

 

برمی داریم و . . .

 

در این لیالی عشق التماس دعا دارم

 

و نایب الزیاره همه مومنین و عاشقان اهل البیت خواهم بود

 

به یاد خدا در پناه قرآن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 4:43  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

معمولاً وقتی به یک مهمانی دعوت می شویم خیلی خوشحالیم فکر میکنم دلیلش هم اینست که زمانی را که در آن مجلس سپری میکنیم فارغ از تمامی مشکلات و گرفتاری های روز مره است

 

سلام اولاً خیلی شرمنده ام که دیر به دیر آپ میکنم ولی باور بفرمائید مشغله کاری من از خیلی عزیزانی که در اینترنت به گشت و گذار  میپردازند و اوغات فراغتشون را پای رایانه هایشان سپری میفرمایند کمتره و حقیقتاً اصلاً وقتی برای این منظور جزء برنامه روزانه ام ندارم ولی هر از گاهی مطلبی به ذهنم خطور کند که قابل عرض باشد حتماً خدمت میرسم

 

 

این پست را که کمی هم طولانی میباشد تقدیم میکنم و یکه خواهش دارم در انتها پس از مطالعه حتماً نظر سبز و محترمتان را برایم ارسال بفرمائید تا جمعی از نظرات هم استفاده نمائیم و ...

آیا تا به حالا دعوت شده آقا ابالحسن علی بن موسی الرضا بوده اید ؛ ادامه مطلب و یک مهمانی برای شما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:31  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

 

سلام و آرزوي شادترين لحظات براي تك تك دوستان و بازديدكنددگان محترم وبلاگ در اين ايام خجسته و ميمون

 

 

 

عيد سعيد غدير خم

بر همه عاشقان و  شيفتگان امير المومنين علي بن ابي طالب (ع) مولي الموحدين تبريك و تهنيت

قصد داشتم در زمينه عيد غدير خم مطالبي را ارائه نمايم ولي  مطلبي در وبلاگ يك دوست خيلي عميق در من اثر گزار شد و حالا تصميم گرفته ام تا به عمق مطلب نرسم ديگر دست به قلم نشوم و حالا ميدانم كه هيچ ندانسته ام پس چند روزي دوري مرا تحمل كنيد هر گاه با خودم كنار آمدم و توانستم آنچه در دلم گذشته را با خود حلاجي نمايم تك تك دوستانم را دعوت ميكنم و حتماً نظر شما را هم جويا خواهم شد

 

 

توي اين مدت دوستان عزيزم لطف كنند از طريق منو هاي اصلي در بالاي وبلاگ وارد آيتم هاي وبلاگ شده و از نوشته هاي پيشين ديدن نمايند مطمئن هستم آيتم هاي متنوع و مطالب گذشته وبلاگم براي كساني كه مطالعه نفرموده اند جذاب خواهد بود خصوصاً در بخش شفايافتگان و و دل نوشته ها

 

 

و يك خواهش ديگر در نظر سنجي جديدم حتماً و حتماً شركت بفرمائيد  تا در مورد ادامه كار وبلاگم راحتر تصميم بگيرم

 

 

در بخش نجوايت با مولا هفته گذشته 3 نفر بيشتر كامنت نگزاشتند!!! كه هر سه نفرشان را برنده هديه 100 صلوات در جوار بارگاه ملكوتي مولا ميدانم چون نسبت به بنده و شركت در اين آيتم لطف داشته اند. البته توقع من خيلي بيشتر از اينها بود

 

 

و يك تمنا دوستاني كه در خبر نامه عضو نيستند و بازديد كنندگان جديد وبلاگ بذل محبت فرموده و جهت تسريع در دعوتتان عضو خبر نامه  بشويد

 

 

با سپاس فراوان و التماس دعا خدمت گزار شما در حرم مطهر رضوي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 13:1  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

شهادت امام جوان

حضرت جواد الائمه  (ع)

را بر تمامي دوستاران و محبين اهل البيت تسليت عرض ميكنم

در سال 202 هجري قمري كه حضرت علي بن موسي الرضا (ع) رحلت فرمودند حضرت امام محمد تقي(ع) در سن 7 يا به قولي 9 سالگي به ولايت و امامت برگزيده شدند

حضرت جواد الائمه با اينكه كودك بودند اما در كمال و آرامش قلب و خضوع سر آمد وشهره بودندو در سخاوت بي مانند بودند بدين سان لقب جواد را تنها به اين امام همام مي دهند

در سال 218 هجري كه معتصم برادر مامون بر مسند خلافت نشست و كمالات اين مظهر جود را مشاهده نمود در صدد شهادت اين امام بزرگوار بر آمد

و بوسيله ام الفضل همسر امام محمد تقي كه برادر زاده معتصم نيز بود و به تحريك معتصم  در حالي كه بيش از 25 سال از عمر شريفشان نمي گذشت با انگور مسموم به شهادت رسيدند

 

 

و جهان شيعه غرق در ماتم است

 

و اما براي اين پست طبق وعده قبلي ماجراي سگي را كه چندي پيش به حرم مطهر رضوي پناه آورد را نقل ميكنم تا شايد به برخي از شايعاتي كه پيرامون اين موضوع منتشر شده پايان دهم

لطفاً جهت مطالعه برروي ادامه مطلب كليك بفرمائيد  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 8:35  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سلام

براي شب هاي قدر گفتنيها زياد بود نمي دانستم از کجا و در مورد چه وي‍ژگي اين شب پر فضيلت بنويسم

ديروز(شنبه7/7/86)  توفيق خدمت در حرم مطهر

 شمس الشموس انيس النفوس غريب خفته به  توس حضرت اباالحسن علي بن موسي الرضا (ع)

 روزي من بود و يک حادثه که بهتر ميدانم نقل قول نباشد باعث شد تا اينگونه بنگارم که:

بيائيد عرف را فراموش کنيم و بر خلاف دعاهاي هميشگه که از خدا خواستني ها داريم بخواهيم که يک سري چيزها را از ما بگيرد

مگر نه اينکه سرنوشت يک ساله ما در اين شب هاي عزيز رقم خواهد خورد

پس کاش اينگونه سرنوشت من و تو و ما رقم بخورد که:

بار الها  در پيشگاه تو ايستاده ام

و دست هايم بسوي تو گشوده است

آگاهم که کوتاهي نموده ام و پرونده اعمالم سياه

ولي در اين ليالي قدر و در پناه قرآن که کلام توست

استغفار ميکنم و از تو مي خواهم

يا ارحم الراحمين

به حرمت بزرگي مولا امير المومنين علي بن ابي طالب (ع)

کبر و غرور

ريا و تزوير

غيبت و دروغگوئي

خساست و بخل

را از ما بگير آمين يا رب العالمين

 

يا الله بحق کلام نورانيت

 

و اما اگر در مورد شبهاي قدر مطلبي را مايل هستيد بدانيد به عقيده بنده گرانبها ترين مطلب  از  وبلاگ حاج آقا مسئلهَ            بخوانيد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:2  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

ماه مبارک رمضان اومد و تا چشم بهم بزنيم تموم شده

يکي از درسهاي اين ضيافت که هممون بلديم ولق لقه زبانمونه ولي خيلي هامون فراموش کرديم عمل کنيم . . . ميدونيد چيه؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پير مرد دست فروشي را مي شناختم بنام محسن آقا که با فروش جوراب و لباس زير مردانه امرار معاش ميکرد خيلي مهربون بود و هميشه در برابر مردم فروتن خلاصه تو دل همه جا داشت  هيچ وقت هم کمک کسي رو قبول نمي کرد و با قناعت زندگيش و پشت سر ميگذاشت فرزندي هم نداشت يا حدااقل کسي خبري ازشون نداشت خودش و همسر پيرش سالها زندگي آبرو مندانه اي داشتند

بلاخره منادي عشق برايش خبر آورد که بايد به ديدار حق بروي و دعوت رو لبيک گفت و رفت

 يک خير برايش ترحيم مختصري گرفت و عده کمي هم براي فاتحه خواني جمع شدن

همه تو حال و هوي خودشون بودن که پيرمردي وارد شد گوشه اي نشست و شروع به قرائت کلام الله کرد کم کم اشک دور چشمانش حلقه زد و بعد از چند دقيقه ديگه نتونست تحمل کنه حق حق گريه بي امانش کرد و همه اهالي متحير به او مينگريستند آخه تا حالا کسي اونو نديده بود و نمي شناخت دوست خير ما که يه جورائي خودشو صاحب عزا ميدونست رفت جلو دلداريش داد و سر صحبت باز شد دوتائي در دل کردند و چند لحظه بعد تو بغل هم اشک ريختن

مجلس تموم شد و همه پيش خير محله مون رفتيم و تشکر کرديم بغض کرده بود و نمي تونست حرف بزنه

بلاخره با صدائي گرفته گفت:

من کيم من چه کاره ام نه من هيچ کاري نکرده ام مي دونيد مرحوم محسن آقا چه بزرگ مردي بود و ادامه داد

اون پير مردي که توي مجلس هوائي شد چه ميگفت همه مشتاق شنيدن بودن و  کنجکاو

او گفت : من و مرحوم محسن آقا چندين سال است که همديگه رو ميشناسيم دو تائيمون دست فروشي ميکرديم تا اينکه زن من بيمار شد و زمين گير خودم هم لا علاج تو خونه موندم و پرستاري زنمو ميکردم هيچ کس و هم جز خدا نداشتم تا اينکه يک روز مرحوم اومد خونم و جوياي احوالم شد و اينکه چرا چند وقت براي دست فروشي نمي آئي وقتي اوضاع من و زنم رو ديد پولهاي تو جيبش رو زير بستر زنم گذاشت و رفت از اون به بعد هر چند وقت يک بار سري به من ميزد و به من کمک خرجي ميداد با اينکه ميدونستم که خود محسن هم گرفتاره ولي اون ميگفت اينا همه اش قرضه ازت پس ميگيرم تا اينکه زنم از دنيا رفت يک روز اومد سراغم وبه من تسلي داد و به من گفت پاشو بريم سر کار گفتم من که ديگه پولي ندارم که جنسي بخرم و بفروشم گفت نصف جوراب ها و لباس ها رو بتو ميدم البته قرضي تا تو هم برگردي به زندگي و ياد همسرت تو رو رنج نده . . .

خلاصه منو راضي کرد و تمام دارائي نا چيزشو با من تقسيم کرد و دوباره با کمک مرحوم محسن آقا به زندگي برگشتم

حالا شما بگين با رفتن محسن من بايد قرضمو به کي بدم

حالا ديگه غير از خدا هيچ کس و ندارم که با اون در دل کنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آره عزيزانم دهانمون رو بروي خوردنيهاي حلال و برکات خدا ميبنديم تا درس بگيريم که به ياد فقرا هم باشيم ولي واقعاً تو امتحان اين درس چه نمره اي ميگيريم خيلي ها رو ميشناسم که بقدر کفايت تو دنيا و ماديات گرفتار شدن ولي از محسن دست فروش ماهم کمتر خداشناسن

شما چطور دور برتون چند تا محسن آقا دارين چند تا دنيا پرست

خودمونیم کجاي کاريم آيا ميدونيم تو محله هامون چه جور آدم هائي هستن

اگه تو محلمون نداريم مطمئنم تو شهرمون خيلي زيادن فقط کافي چشامون رو باز کنيم و يک نگاهي به خود مون و اطرافمون بندازيم

 

به ياد خدا در پناه ثامن الحجج (ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 13:54  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

رجب ماه تطهير بود

با ذکر استغفر الله و اتوب اليه

گناهانمان را پاک نموديم

شعبان ماه رسول

با ذکر صلوات تن ما خشبو شد با نام محمد(ص)

و حالا بدن هاي پاک و معطر آماده ميهماني ميباشد

آنهم چه ضيافت زيبائي

رمضان ماه ميهماني معبود براي بندگانش

سفره اي مهياست تا ما چه بخواهيم

آماده هستيد تا به يک مهماني بزرگ به ميزباني ايزد يکتا برويم

در اين مهماني چه بايد کرد که جسارتي به بزرگترين ميزبان نشود

هرچه ميزبان ميگويد مطيع باشيم

آنجا برويم که او ميخواهد

کلامي بگوئيم گه او ميخواهد

ببينيم آنچه او ميخواهد

بشنويم آنچه او ميخواهد

همو که همه چيز به ما عطا کرده

واقعاً آماده ايم تا مطيع محض باشيم

خيلي ساده است تنها کمي کنترل برروي اعضا و جوارحي که نعمات اوست

و او تنها کمي کنترل ميخواهد

که در اين يک ماه درسي براي تمام ايام بدهد

آيا اينگونه نيست

برادر خوبم آقا نويد رضا که هم نوا با من در شب زيباي نيمه شعبان به حرم مشرف شد و همراه با شما به نماز عاشقي ايستاد

در بخش نظرات پيشنهاد جالبي را مطرح کرد

دعـــــاي عهـــــــد

چيست اين دعا ؟

عهد ! عهد ببنديم با خالق که هر آنچه او ميخواهد شويم

تا چه شود ؟

فرج ؛ فرج مولا و رفع ستم و ظلم

مگر نه اينکه شيعه مظلوم واقع شده پس در اين ماه مبارک

بخواهيم از او که اين مظلوميت را از ما بزدايد

و مولايمان را برساند

و ما را در رکابش قرار دهد

حالا که توفيق نصيبمان شده و هر صحر گاه بيدار ميشويم

و دل آرام ميگيرد با نامش

پس هم عهد شده و هر صبح دم

بخوانيم دعاي عهد را

مگر نه اينکه مهمان او هستيم

پس حتماً به خواسته هايمان توجه مينمايد

پس از اول ماه مبارک رمضان چهل روز بخوانيم

دعاي عهد را

يا علي مدد

کيست تا ياري کند مرا

 

شرح و ترجمه دعاي پر فيض عهد در ادامه مطلب و مفاتيح الجنان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 9:13  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سلام عزيزانم

خيلي خيلي خوش آمديد

 

تقديم به عشاق ابا صالح

 

اولاً  تهنيت و شاد باش مرا به مناسبت اين عيد خجسته و مبارک نسبت به شما و خانواده گراميتان پذيرا باشيد از صميم قلب برايتان آرزوي کامروائي موفقيت و شناخت و درک معبود را دارم .

ثانياً لازمه بدونيد اين وبلاگ تا حدود 10-12روز ديگه به روز نميشه چرا؟

به اميد خدا روز سه شنبه کشيک حرم هستم و شب نيمه شعبان انشا الله در خدمت زائرين علي بن موسي الرضا (ع) خواهم بود و روز بعد هم براي يک مسافرت چند روزه و تغيير روحيه خودم وخانواده ام به شمال کشور سفر خواهم کرد ((چيه به ما نيومده))!!!

براي همين قبل از اين چند روز تاخير دو کلام با دوستان خودم حرف داشتم:

چندي پيش تصميم گرفته بودم با اين وبلاگ خدا حافظي کنم چون مشکلاتـــي سر راه داشتم و در ثاني فکر ميکردم بازديد کنندگان وبلاگ محدود به چند دوست ميشود ولـي وقتي اعلام کردم آخرين پستم (سپيد سپيد ؛سياه))ميباشد بزرگواران زيادي چه در بخش نظرات چه خصوصي چه عمومي و چه بصورت ايميـــــل دلايل زيبائي براي ادامه دادن وبلاگ عنوان کردند که با احترام به آن يزرگواران البته با کمي تغييــر در ديدگاهم در زمينه نگارش مطالب وبلاگ با جديت بيشتري در خدمت بودم.

در پست قبل دست ياري به سوي دوستانم گشودم و ديدم چقدر جوانان زيبا نفس و زيبا دلي پيرامونم جمع شده اند تعداد نظرات خود گوياي اين موهبت الهي ميباشد .

حالا نيروي دو چنداني گرفته ام مشکلاتي که در مقابل داشتم با تغيير رويه ديدگاه وبلاگ مرتفع تر شده و گرماي لطف عزيزان زيادي را در جمــع دوستانـــه اي که اين وبلاگ فراهم نموده را احساس ميکنم.

دوستان عزيزم:

به اميد خدا ساعت عاشقي 12 نيمه شب روز سه شنبه که به پايان رسيد و روز خجسته نيمه شعبان ميلاد مولودي که منجي ما زمينيان است آغاز شد اين حقير در حــرم مطهــــــر ثامـــن الحجــج هستم و آغاز اين روز مبارک و ميمون را با 2 رکعت نماز عاشقــي نماز صاحب الزمان (عج)‌ آغاز مي کنم«انشا الله ريا نباشد» به اميد:

تعجيل در فرج مولانا صاحب الامر و زمان

شفاي همه بيماران خصوصاً جانبازان و شيميائيان جنگ تحميلي

و همچنين بيماران دخيل بسته پشت پنجره فولاد

رفع مشکلات جوانان و عاقبت به خيري اين عزيزان

وبرآورده شدن حوائج دنيوي و اخروي امت شيعه انشا الله

 

يا مهدي ادرکني

 

ميدنم دوست خوبــي چون شما برادر و خواهر گراميم که داريد اين مطلب رو ميخونيد اگه ازتون خواهش کنم در اين ساعت کنـــج خلوتــــي رو بيابيد و با مــن هــم نـوا شده و بگوئيم

اياک نعبد و اياک نستعين

و چند دقيقه اي رو از صميم قلب بخوانيمش

حتماً حتماً دست رد به سينه ام نمي زنيد.

و يه خواهش ديگه؛ هر کس را که ميتونيد به جمع دوستانه و عاشقانه خودمون دعـــوت کنيد مطمئناً اجرش را هم خواهيد گرفت و دلتان خدائي خواهد شد.

 

التماس دعا

 

ميدونم همه شما اين نماز رو بارها خوانده ايد و اصولش را ميدانيد ولي اگه نيـــاز به ياد آوري بود مراجعه بفرمائيد به مفاتيح الجنان مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره).

از دعوت ديگران به اين عهد فراموش نفرمائيد و در پايان از دعا فراموش نفرمائيد.

من حقير را هم مد نظر بگيريد من هم کنار ضريح منور ثامن الحجج نايب الزياره خواهم بود انشا الله اگر عمري باقي باشد.

و از ساعت 1 بامداد روز چهار شنبه نيمه شعبان تا 6 صبح هم در صحــن مسجــــد جامع گوهرشاد در خدمت زائرين هستم اين را گفتم چون ظاهراً چنـــد دوســـت عزيز عازم مشهد الرضا (ع) هستند تا در اين ايام سعيد به زيارت آقا نائل شوند اگر بزرگواران مايل به آشنائي بيشتر بودن در اين ساعات خدمت گزارشان هستم

به ياد خدا در پناه ابالحسن(ع) به انتظار منجي (عج)

 

 

او خواهد آمد

 

برادر کوچک شما خادم زائرين آقا و مولايم اباالحسن علي بن موسي الرضا (ع)

 حميد رضا نبي خواه

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 10:47  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سلام

امروز ميخواهم براتون کمـــــي درد دل کنم نظرتون را جويا بشم و دست ياري به سويتان دراز کنم

 

غروب جمعـــه ها که ميشه معمولاً براي عشاق آقــــا ابا صــالـــح المهدي (عج) دلگيره

ميدونيد چرا؛ چون فکر ميکنند يک هفته ديگـــــــــــه رو پشت سر گذاشتن گرفتاريها يشان بيشتر شده در اين هفته ظلم هاو حـــق کشي هائي را ديده اند به اميد اينکه دعا هاي فرجي که در طـول هفته خوانده اند بي نتيجه مانده است

اين عقده هاي درونــــي با نزديک شدن نيمــــه شعبــــان سالروز خجسته ميلاد منجي سرمد حضرت حجــةً القــائم (عج) بيشتر از پيش نمايان ميشود

براي فرو نشاندن اين آتش دروني هرکس کاري ميکند يکي کوچه را با لامپ هاي رنگه و پرچم هاي تزئيني آذين بندي ميکنه ديگري مجلس جشــن وســـــــرور براه مي اندازه همسايه اش به تو زيع شيريني و شربت ميپــــردازه دوست ديگري با چاپ تراکت رنگي و زيبا اين عيد سعيد را تهنيت ميگويد عاشقــــــي وبلاگ زيبــــــــا و دلنشينش را با نام و ياد مهـــــــــدي مي آرايد  همايش ها و شب شعرها همه و همه براي شکفتن گل نرگس برگزار ميشود

 

همه اين افعال زيبا و دلنشين است ولي آيا حجــة  بن الحســـــن نيازمند اين تحولات ماست يا آن بزرگوار درون ما را ميجــــويد چقدر دل مولا را بدست آورده ايم رفتارمان رفتار يک منتظــر مصلــــــــــح است يا نه

خوب ميدانم که دل من رو سيه خيلي فاصله دارد با انتظار ؛ انتظار فرج ، رفتارم اعمالي نيست که چهــــره مـــولايـــم را شاد نمايد ، گفتارم دل آقا را ميسوزاند و نياتـم مولا را اشک ريزان مينمايــد

 

خدايا تو خوب ميداني نمي خواهم واقعاً نمي خواهم چنين باشم ولي ...!!

چه بايد کرد که چنين نباشم ؛ چگونه دل مــــــولا را بدست آورم ؛ چگونه وقتي ميخوانمش بي پاسخ نمانم

مگر نه اينکه هروقت وجــــودمان دريائـي توفاني ميشود ساحــــل نجاتي جز او نداريم پس بايد بسوي اين ساحــــل دل انگيــــز ايــن کشتي نجات اين منجي جهانيان گام بر داريم

حتي با يک لبخند بر روي دوستان ؛ فشردن  دســـت يک نيازمند ؛ دوري از محرمات و رفتن به اعماق مستحبات شايـد 2 رکعت نماز عاشقي صاحب الزمان يا يک نجواي شبانه نمي دانم چه چه چه ولي ميشود مگر نه؟

 

ميخواهم از هميــــن حالا هرروزم را آزمونــــي بدانـــــم که در کفه ترازويش اعمال خوب و بدم را مقايسه نمايم من ميدانم کفه نيکي هايم خيلي سبک است ولي سعي ميکنم روز به روز تغييــــــرش دهم البته با توکل به خدا و توسل به ائمــه معصوميــن (ع) خيلي سخته ولي شدني

 

اول از همه لازمه چند لحظه من وجدانم تنها شويم و بخواهـــم از اعماق وجودم بخواهم آن وقت که دلم خدائــــي شد يک يا علي بگم و ...

 

شما چطور با من همراه ميشوي ميدونم جوهر وجودي خيلـــي از شما زيباست پس بيائيم دلهامان را هم آذين بندي کنيم حتـــي با يک چراغ معنوي

 

دوستان عزيزم هر کدام مايليد در اين جشن نهاني شريک بشويد و دلهايتان را زيبا کنيد با من هم نوا شويد و تو بخش نظرات بــامن بگو يا علي

آنوقت ميشويم کسي که دلش هوائي هوائي شهادت در راه او و وقتي او بيايد شرمنده نخواهيم بود انشا الله...

به وبلاگ يک دوست بزرگواربنام حجه السلام کريمي رفتم تا نظر ايشون را در مورد مطلب جويا شوم ديدم آخرين پست اين عزيز هم همسو با من ثبت شده و با اجازه ايشون مطلب را عيناً‌براي شما نقل ميکنم

توی قم ، نزدیکیهای حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) یه مقبره ای از علمابه نام ابن بابویه است. حدود ۵ یا ۶سال پیش که در قم مشغول تحصیل بودم . پای درس اخلاق حاج آقای تهرانی نشسته بودم.

نزدیکیهای نیمه شعبان بود . مثل یه همچین ایامی . حاج آقای تهرانی معروفه به امام زمونی یعنی خیلی عاشقه. ( اونایی که از نزدیک با ایشون باشن به این مطلب رسیده اند .)

حاج آقا رفت بالای منبر و شروع کرد حمد و ثنای الهی گفتن . ولی این بار معلوم بود خود حاجی هم حال و هوایی دیگه به سر داره. از وقتی شروع کرد تا وقتی مجلس تموم شد همه داشتند گریه می کردند . نه روضن نمی خوند داشت حرف می زد ولی حرفاش به دل می نشست ، چون از دل بر میومد.

می گفت: رفقا چند سال از عمرمون رفت . یکی ۱۰سال ، دیگری ۲۵ سال .اون یکی۳۰سال و..... دیگه بسمون نیست . نمیخوایم از این عادت زشت ، که بدون حجت در زندگی شخصی داریم زندگی میکنیم دربیایم. چقدر آقا تو زندگیته. تو که ازش دم می زنی تا حالا شده دلت یه دفه برا آقات تنگ بشه و شروع کنی بی اختیار گریه کردن . دیدی یه بچه تو بازار  حواسش میره تو اسباب بازیها ، از پدرش جدا می شه یه دفه تا به خود میاد سر به گریه میزاره . هر چی میان آرومش کنن ، میگه بابامو میخوام . یه نفر از روی دلسوزی شکلاتی بهش میده ، پرت میکنه اون طرف میگه من میگم بابامو میخوام تو به من شکلات میدی . هیچی جای بابامو نمی گیره. آره درسته ماهم اومدیم تو این دنیا با بابامون (الامام کالاب الشفیق) امام مثل بابای مهربونه . تو بازار دنیا حواسمون رفت توی اسباب بازیها. از بابا مون جدا شدیم......آیا وقته اون نشده ما هم سر حساب بشیم ببینیم از بابامون دور شدیم و دل تنگش بشیم و اونو با هیچ چی عوضش نکنیم ....

تو زندگی شخصیمون حضرت کجای زندگی منند . از امروز صبح تا الان اصلا حضرت در زندگی من تشریف داشتند.......نه بالاتر میخوام بگم . نمی دونم تا حالا دیدی یه نفر بچه اش گم شده چه حال و هوایی داره. اگه بهش بگن حالا بیا ، یه مقدار بنشین چایی بخور ، میوه ای بخور . میگه میخوام بخورم ولی نمی تونم ، از گلوم پایین نمی ره .آیا تا حالا ما این طوری هوایی حضرت شدیم؟ آیا تا حالا شده یه بار که زنگ خونمون زده شد ، بگیم نکنه آقاست اومده به من یه سر بزنه. آیا تا حالا شده صدای زنگ تلفن که زده شد ، پیش خودمون بگیم شاید حضرتن ، می خوان ازم احوال پرسی کنن .....آره بابا  این حال منتظره نه اینکه ساعت و روز و شب وهفته و ماه و سال بگذره ومن ..........

خدایا نزدیک نیمه ماه شعبانیم که می گویند کمتر از شب قدر نیست .چرا که نزول ملائکه در شب قدر(تنزل الملائکه...) به خدمت آن کسی است که ما در آستان میلادش قرار داریم .الها ، کمی از انتظار یعقوب را در قلوب ما جاری بفرما تا در انتظار ظهور یوسف فاطمه ، لحظه ای غفلت ننماییم .

                        یا صاحب الزمان ، امان زلحظه غفلت که شاهدم هستی.  

 وبلاگ دوست بزرگوارم حاج آقا کریمی تهت عنوان (حاج آقا مسئلهَ)

به ياد خدا به سوي منجي در پناه ثامن الحجج تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 11:10  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

نسيم مي وزد

رايحه اي دل انگيز به مشام مي آيد

رايحه دل انگيز بعثت رسول الله محمد مصطفي (ص)

رايحه اي که سرمست ميکند کساني را که عشق ميورزند به حق وحقيقت

حق و حقيت چيست ؟  جز ذات ازلي حق تعالي

و حق تعالي او را مبعوث کرد تا

حق را دريابيم

اين عيـد سعيـد مبعـث

بر تمامي مسلماناني که تلاششان پيروي از

نبـي خـدا پيامبر عظيم الشان السلام ختمي مرتبة ميباشد تهنيت باد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 10:24  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

اي پدر اي راز ازلي اي

عـلــــــــــي

 

 

 

 

 

السلام عليک يا حيدر يا مولا علي ادرکني

 

 

و بدين سان مولودي پاي به کره خاکي نهاد که همتاي او نبوده و نخواهد بود

 

 

تنها کسي که ميتوانست اکمال نام فاطمه (س) باشد

و به حق نام او حيدر است

 

 

چون مظهر شير مردي و شير دلي است

او کيست ؟جز سرچشمه نور

 

 

اين ميلاد مسعود برحجت خدا در روي زمين

 

 حضرت ابا صالح عج 

و تمامي شما بويژه پدران ايران زمين مبارک و ميمون

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:56  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

میلاد مسعود دریای جود و کرم ابن الرضا

 حضرت جواد الائمه (ع) بر عاشقان اهل

البیت میمون و شاد باش

 

عاشقان عيدتان مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 11:47  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

عاشقي پر کشيد

انا لله و انا اليه راجعون

مردي گمنام از جمع ما رفت ؛ رفت و جاودان شد

مـرحـوم حسـن خـديـوي

الگوئي براي دربانان کشيک سوم حرم مطهر بود

او که بيش از 60سال از عمر با برکتش را در خدمت زوار آقا

ابالحسن علي بن موسي الرضا (ع)

بود .  هميشه کلامش سرمشق و الگوي ما بود

در خاطراتش عشـــــق به مولا موج ميزد

و در سن 85 سالگي با کمري خميده و پائي لرزان زودتر از بقيه مي آمد و . . .

روزي برايم تعريف ميکرد در گذشته که بارش برف زياد و سنگين بوده و گاهي ارتفاع برف از يک متر نيز فرا تر ميرفته و امکانات پيشرفته کنوني نبوده براي اينکه بي احترامي به مولا نباشد با پاي برهنه برروي بام هاي حرم مطهر ميرفته و برف روبي ميکرده

همين هفته پيش که براي خدمت مشرف شده بود در آسايشگاه احوالش را جويا شدم

و او گفت : خوب ؛ خيلي خوب  ؛ مگر ميشود در جوار امام رئوف غير از اين هم باشد

چندي پيش در صحن انقلاب ديدمش با کمر خميده دنبال دختر کوچکي که چادر سرش کرده بود ميدويد تا به او رسيد و شگلاتي را با او داد و دستي به سرش کشيد  

و حالا خبر رحلت غريبانه اش  .  .  .

دلم گرفت            بسيار زياد            غمگينم         و کلام ياريم نميکند    تا بيش از اين بنويسم

فقط و فقط از همه شما يک خواهش دارم و آن اينست که براي شادي روح پاکش 3 صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده و فاتحه اي قرائت بفرمائيد

باشد که روح اين بزرگ مرد گمنام شاد گردد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 9:29  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بزرگ بانویی که مهر آمیزترین حکمت الهی، کوثر خاتم شد .

 

تا پایان یک رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطای وجودش در وسعت بی کران عطش ما جاری شده، تا بتوانیم از همه سراب­ها رها گردیده و از چشمه حقیقتش سیراب شویم، اینک زمین و زمان به شادی حضور او سرود زیبایی سر داده اند، سماوات به یمن وجودش سر خوش گردیده است کائنات به برکت میلادش سر مست از جام نام او شده است فرشتگان که چشم انتظارش بوده اند اکنون خاک فروش را به توتیای دیدگانشان می کنند و فریاد بر می آورند: فاطمه(س) آمد،

دختری از سلاله پاک آفتاب و تطهیر شده در چشمه های جوشان بهشت که با آمدنش زمین را شرمسار می سازد. و پیامبر را امیدوار که دنیا تا بوده و هست وامدار نسل پاک و آسمانی اوست و از ازل تا ابد نامش بر تارک آفرینش درخشیده و می درخشد.

این روز بزرگ را به همه دوستداران آن بزرگوار تبریک و تهنیت میگویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:56  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سايتون سنگيـن مولا                کجا رفتـه اون چشاتــون

کوچه خيلي وقته مونده            چشـم به راه قدماتـون

سايتـون سنگيـن مـولا           ما گلايـه اي نـداريـم

هر کجا که باشيم شما رو           روي چشم مامون ميزاريم

سايتون سنگين مولا                  غم نشستــه تو صداتـــون

يه نگاه بندازيد آخه                 آقـا جون به زيـر پاتــون

اگه ما رو دوسـت نداريـن       يک اشـاره بسمــون

خودتون بگيد کـه اين دل        بميـره ياکه بمونــه

ما ديگه حلقه بگوشيم                  هر چي که بگيـد همونــه

بگيد اين قلــم براتـون        بنويسـه يا که ننويسـه

ما ديگـه وقـف شمائيـم        قلبمـون از ايـن تباره

تا شمـا سـرور مائيـد            بـرده بـودن افتخــاره

وقتي چشماتـون ميتـابـه      ايـن ستـاره سرابـه

ما خراب اون چشائيــم         آخـه خمـره شـرابـه

تا ما اهـل انتظاريـم              جمعمون سرد و کسل نيست

جمعه روز خوب عشقــه         روز تعطيلـي دل نيست

کي مياي قبلــه عالم             تا دلامـون بشــه روشـن

کي مي آي يوسف زهرا           خوشـم به بـوي پيـراهن

توي عرش يا رو قله هائين        خودتون بگين کجائيـن

توي اين شبــا آقا جون        نجفيـن يا کربلا ئيــن

بي شمـا سينـه عاشـق          تپيـدن رو کـم ميــاره

بـي شمـا باغ پر از ستاره       ديگه روشنــي نداره

بيشتر از هزاروصد سال           جاتون اينجا مونده خالـي

بي حضـورتون تو قلبم           زنـدگـي نداره حالـي

اي گل مـن قشنگ مـن          غلام سيات فدات بشــه

الهي کـه دشمـن تون           قاتـل ايـن گدات بشــه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 21:0  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

گل نرگس

 

 يوسف فاطمه

شايد اين جمعه بيايد شايد

الهم عجل لوليک الفرج مولانا صاحب الزمان (آمين)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 18:24  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

عقده دل کجــا بگشايم !

زبان قاصــــر است

چشمم اشــک بار              از

پهلوي شکسته مـــــــــــــادر

يا دل شکسته مهــــــــــدي (عج)

شايدهم براي رنجش خاطر شيعه

شما هم خوب ميدانيد که در سامراي غريب حضرت امام حسن عسگري (ع)؛

بي بي نرجس خاتون مادر صاحب الزمان (عج)؛ حضرت امام علي نقي و حکيمه خاتون عمه گرامي امام حسن عسگري در ضريحي 6 گوش حرمي نوراني ولي غريب دارند !

و سرداب غريب مولا صاحب الزمان (عج) مکاني که غيبت عظمي آقــــــا آغاز شده غريبانه دل راميشکند

حتما عاشقاني که توفيق زيارت پيدا کرده اند مفهوم غريب و غريبانه بنده را خوب درک ميکنند                                   و چرا

سامرا در چنين ايامي چنين شد ؟

بي بي فاطمه الزهرا (س) ميفرمايند :

مصيبتهائي که بر من فرود آمد اگر بر روزها فرو ميريخت همچون شب تار مي شدند و حالا بر مادر بگرييم يا شايد به غربت شيعه و مصيبتهائي که هنوز بر اين مادر غم ديده وارد ميشود

خدايا تنها ميتوانم بگويم

برسان يوسف فاطمه را برسان

اللهم عجل لوليک الفرج مولانا صاحب الامر و زمان

شهادت بي بي مظلوم دوعالم فاطمه الزهرا (س)

بر محبين اهل البيت تسليت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:47  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

سالروز رحلت جانگداز

 

 

بنيانگزار اسلام ناب محمدي در کشور مهر و دوستي

 

 

 

 

حضرت آيت الله العظمي خميني (ق س )

 

 

بر تمامي ايرانيان عاشق حق حقيقت تسليت باد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 18:40  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

شاید این جمعه بیاید

شاید

الهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان

شب جمعه است از دعا برای تعجیل فرج آقا امام زمان فراموش نفر مائید

این حقیر فردا افتخار خدمت گزاری به شما در حرم مطهر را دارم

انشاالله شنبه وبلاگ را به روز خواهم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:17  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

السلام عليك يا

صديقه كبري فاطمه الزهرا(س)

شهادت بي بي دو عالم

بر تمامي دوست دارن اهل البيت (ع)

تسليت و تعزيت باد

 

 

عزاداريهاي شما سروران مورد قبول حق باد    انشاءالله

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 10:31  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

و خداوند خرمشهر را آزاد کرد

سالروز هماسه غرور آفرین فتح خرمشهر

بر ملت سربلند ایران و خانواده شهدا جانبازان و ایثار گران

مبارک باد

ای ایران    ای مرز پر گهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 17:30  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

میلاد با سعادت حضرت زینب کبری(س)

 

و همچنین روز پرستار اسوه گذشت و فداکاری

 

بر تمامی ایرانیان خصوصا جامعه پرستاری گرامی و میمون

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:22  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

رحلت پيامبر اسلام حضرت ختمی مرتبه محمدمصطفی (ص)

 

شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)

 

و شهادت مولای ارجمند ايرانيان

 

حضرت ابالحسن علي بن موسی الرضا (ع)

 

برتمام رهروان اهل البيت تعزيت وتسليت باد

 

 

 

 

دوستان گرامی : بدلیل راهی شدن خیل عظیم عشاق آقا علی بن موسی الرضا به شهر مقدس مشهد الرضا و ایام دهه آخر صفر و همچنین تحویل سال نو ، اینجانب به دلیل مشغله خدمتی در بارگاه ثامن الحجج (ع) تا چند روز نمی توانم وبلاگ را به روز نگه دارم پیشاپیش از شما معذرت خواهی نموده مجدداً این ایام را به شما سروران تسلیت عرض میکنم و آرزوی سالی پر از موفقیت را برای شما دارم                  یا علی مدد     

یکی از خادمین زائران بارگاه ملکوتی ثامن الحجج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 18:35  به قلم  یکی از خدام زائرین علی بن موسی الرضا ع  | 

 
:: السلام عليك يا شمس الشموس::>