>
>
>
>
>
>
>
>
>
|
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
|
بسم الله الرحمن الرحيم
رحلت پيامبر اسلام حضرت ختمی مرتبه محمدمصطفی (ص)
شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)
و شهادت مولای ارجمند ايرانيان
حضرت ابالحسن علي بن موسی الرضا (ع)
برتمام رهروان اهل البيت تعزيت وتسليت باد

دوستان گرامی : بدلیل راهی شدن خیل عظیم عشاق آقا علی بن موسی الرضا به شهر مقدس مشهد الرضا و ایام دهه آخر صفر و همچنین تحویل سال نو ، اینجانب به دلیل مشغله خدمتی در بارگاه ثامن الحجج (ع) تا چند روز نمی توانم وبلاگ را به روز نگه دارم پیشاپیش از شما معذرت خواهی نموده مجدداً این ایام را به شما سروران تسلیت عرض میکنم و آرزوی سالی پر از موفقیت را برای شما دارم یا علی مدد
یکی از خادمین زائران بارگاه ملکوتی ثامن الحجج
خوشا آن دم که از او می نويسم
ز وصف و ذکر نام او می نويسم
السلام عليک يا علی بن موسی الرضا (ع)
امروز از ساعت 6 بعد از ظهر در کنار سقا خانه
اسماعیل طلائی در خدمت زائرین آقا علی بن موسی
الرضا هستم
تحویل گرفتن پست من همزمان میشود با اقامه نماز
مغرب وعشا حرم مطهر به جهت نزدیک شدن به ایام
عزاداری دهه آخر صفر (رحلت رسول الله ، شهادت
امام حسن مجتبی ، وشهادت ثامن الحجج ) روز به
روز شلوغ تر می شود
صحن انقلاب مملو از جمعیت به نماز می ایستند
دو خانم مسن در صف اول نماز نشسته اند و به
جهت کهولت سن نمی توانند نماز را ایستاده بخوانند
به گونه ای نشسته اند که بین صف اول و دوم قرار
گرفته اند
وهر چه همکارم به ایشان تذکر می دهند که یا کمی
جلو بیایند یا قدری عقب تر بروند تا صف نماز کامل
شود به گفته این عزیز گوش نمی دهند و وقتی من
مداخله میکنم میگویند اگر بیائیم در صف اول باید
پاهایمان را روی زمین (بدون فرش) بگذاریم و اگر
در صف دوم بایستیم پایمان را لگد مکنند و وقتی
میگویم خواهش میکنم نظم صف را بهم نزنید و جلو
بیائید میگویند به تو ربطی ندارد!
دختر کو چکی (سه یا چهار ساله) در کنار مادرش با
چادر سفید زیبایش نماز میخواند و چه با دقت این
کار را انجام میدهد از دیدنش لذت میبرم و وقتی
نمازش تمام میشود به اویک شکلات تعارف میکنم
خیلی مودبانه میگوید متشکرم میل ندارم ولی مادرش
تشکر کرده و میگوید بگیر دخترم !
{تفاوتها راببينيم}
پسر نوجوانی با عجله خود را به سقا خانه میرساند و
میگوید اجازه هست از این آب برای وضو گرفتن
استفاده کنم اگر بخواهم بروم بیرون ممکن است به
نماز جماعت نرسم و با عجله وضو میگیرد تا بتواند
نماز عشا را به جماعت بخواند
پس از پایان نماز هجوم جمعیت به سمت سقا خانه و
نوشیدن جرعه ای از آب متبرک این مکان زیاد
میشود و نکته در خور تئجه رعایت نکردن بعضی از
خواهر برای استفاده از قسمت ویژه خود و به دلیل
اینک قسمت برادران خلوت تر است وارد قسمت
برادران میشوند؟
اتفاق خاص دیگری رخ نمی دهد که برای شما باز گو
کنم ولی اگر مایلید در مورد سقاخانه اسماعیل طلائی
بیشتر بدانید ادامه مطلب را هم مطالعه بفرمائید
سقا خانه اسماعيل طلا
نادر شاه افشار در جنگی که در هرات میکند سنگی به ظرفیت 3 کر آب که یک پارچه است را به غنیمت میگیرد و اعلام میکند هر کس این سنگ را بدون اینکه آسیبی برساند به مدت 12 روز به مشهد الرضا (ع) برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد فردی اقدام به این کار مینماید و بعد از 9 روز سنگ را به مشهد می آورد و به خیال اینکه خوش خدمتی کرده و زودتر از موعد مقرر سنگ را به مشهد رسانده نزد نادر شاه میرود و تقاضای جایزه اش را مینماید نادر شاه دستور میدهد چشم های او را کور کنند تا دیگر روی حرف او حرفی نزند چرا که او گفته بوده 12 روزه و این فرد 9 روزه سنگ را آورده است!!!
این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط این صحن عبور میکرده نصب میشود و مردم برای رفع تشنگی ازآب درون آن استفاده میکردند
چند سال بعد هدیه ای به دربار نادر شاه افشار میرسد نادر شاه میخواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش بنام اسماعیل خان از او میخواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند نادر موافقت میکند بسته در خارج از شهر باز میشود و درو نش مواد منفجره بوده به محض باز گشائی انفجار رخ میدهد .
نادر شاه به جهت زکاوت اسماعیل خان و به شکرانه این که از این بلا جان سالم بدر برده دستورمیدهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را طلا مینماید بدین جهت از آن زمان سقا خانه را سقا خانه اسماعیل طلائی نام گذاری کرده اند
و السلام عليکم و رحمت الله و برکاته
من کيم؟ از خيل غلامان او
دست طلب سوده به دامان او
ذره سرگشته خورشيد عشق
مرده ، ولی زنده جاويد عشق
شاه خراسان را دربان منم
خاک در شاه خراسان منم
لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمائید
يا اباالحسن علی بن موسی الرضا(ع)
ای نگهــت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده يکشب بتاب
شرحی بر مراسم دربانان حريم قدس رضوی:
جهت مطالعه بر روی ادامه مطلب کلیک بفرمائید

پنجره فولاد
پنجره ای برای باز شدن برروی دلهای مضطرب وغم دیده
پنجره ای برای دیدن شور و اشتیاق وصال درد مندان
پنجره ای برای از خود فراموش شدن وسجده شکر به جای آوردن
پنجره ای برای دلهای درد مند و دامن سلطان ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
دل را روانه پنجره فولادکنیم همان جائی که وقتی با چشم دلت و حتی با چشم دیده ات بنگری نا خود آگاه اشک شوق و اشک غم جاری میشود
اشک شوق برای نعماتی که داری و باز داد از مشکلات میزنی
اشک غم برای نعماتی که داری ولی دلهای دردمندی از آن محرومند
برای مطالعه ادامه مطلب روی ادامه مطلب کلیک بفرمائید
دل را روانه حرم مطهر ثامن الحجج حضرت
ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع) کنیم
و سیر آب شویم با جرعه ای از آب سقاخانه امام رئوف

گنبد طلائی آقا و چشمان حاجتمند

پنجره ای برای دلهای عاشق

گوشهایم و نجوای نقاره خانه ات

دست دلهای عاشق وضریح منورت یا رضا جان

به عظمت گلدسته های طلائیت

دستهای من و دامن شما ثامن الحجج

آقاجانم جارو کشان صحن وسرایت را هم بنگر
کبوتر دلم هوای زیارتت کرده

بنام حضرت دوست که هرچه دارم از لطف اوست
دوستان عزیزم سلام
معمولاً سوالی که خیلی از زائرین از ما دارند و یکی از دوستانم که از وبلاگ من( نه معذرت میخواهم وبلاگ آقــا امام رضا{ع}) بازدید فرموده بودند پرسیده بودند اینسـت که چگونه میشود به خدامی آقا امام رضا (ع) در آمد ، چند گروه خدام در حرم مطهـــر ثامن الحجج مشغول خدمت هستند، شرح وظایف خـدام چیست، و میزان حقوقی را که دریافت میکنند را سوال میفرمایند؟
لطفاْ جهت اطلاع برروی ادامه مطلب کلیک نمائید
یکشنبه 6/12/85
بسم الله الرحمن الرحیم

امروز بارش برف از حدود ساعت 3 بعد الظهر آغاز شد و از ساعت 5/4 بعد الظهر و همزمان با غروب خورشید برودت هوا و شدت بارش برف بیشتر شد من از ساعت 6 تا ساعت 9 شب در ایوان نقاره خانه صحن انقلاب (صحن کهنه یا صحن سقا خانه) خانه حسب وظیفه مشغول خدمت به زائرین محترم شدم .
زائرینی که برای نماز جماعت و زیارت امام رضا (ع) به حرم مطهر تشریف آورده بودند پس از خروج از رواقهای حرم رضوی با سرعت به سمت منزل و یا هتل های خود در حرکت بودند و متاسفانه چندین نفر به زمین افتادند البته متصدیان صحن تمام تلاش خود را برای برف روبی میکردند.
ولی شدت بارش و همچنین غافلگیری این برف و نبود برخی امکانات مانند کف پوش هائی که به منظور به وجود آمدن اصطکاک بر روی زمین فرش میشود باعث بروز مشکلاتی شده بود .
خانمی عرب که برای زیارت به حرم مطهر مشرف شده بود و ظاهراً همراهان خود را گم کرده بود وارد صحن شد و از من نشانی دفتر گمشدگان را سوال نمود او را راهنمائی کردم چند قدمی رفت وقتی دید زمین خیلی لغزنده است کفش هایش را از پایش در آورد و پای برهنه به سمت دفتر گمشدگان که واقع در ظلع دیگر صحن میباشد به راه افتاد.
تعدادی از دربان به برف روبی مشغول بودند و جمعی از جوانان با صفا هم برای کمک به آنها پیوستند و جالب اینکه شخصی از ایوان عباسی (ایوان ورودی از خیابان طبرسی به صحن انقلاب ) پای برهنه و بصورت 4دست و پا و با ارادتی خاص تا مقابل پنجره فولاد مشرف شد .
![]()
چند جوان از فرصت استفاده کرده بودند و به برف بازی مشغول شده بودند که وقتی به آنها تذکر دادم و یاد آور شدم که در چه مکان مقدسی حضور دارند قبول کرده و از ادامه کار خود منصرف شدند.
کماکان شدت یخ بندی سطح صحن بیشتر میشد و دربانان به این نتیجه رسیدند که اگر برف را جمع نکنند و روی زمین باقی بماند حرکت زائرین راحت تر خواهد بود به همین جهت برف روبی متوقف شد .
یکی از همکاران من که سن بالائی دارد و نمی تواند بدون عصا حرکت کند در وسط صحن به زمین خورد و من جلو رفتم و به ایشان کمک کردم و تا مقابل درب ایوان نقاره خانه ایشان را همراهی نمودم
ساعت 9 شده بود هم پستی من تشریف آوردند و من به آسایشگاه رفتم پس از 3 ساعت استراحت مجدداً توفیق خدمت نصیبم خواهد شد انشاالله.
ساعت 12 شدت کولاک وزش باد و بارش برف بسیار شدید بود کف پوش آماده شده بود و بیشتر مسیر های تردد زائرین در صحن با این کف پوش ها فرش شده بود برفهائی که پارو شده بود در چند نقطه از صحن تپه های برفی را به وجود آورده بود من به محل خدمتم برگشتم و همکارم را جهت استراحت به آسایشگاه فرستادم .
تعدادی از زائرین مخصوصاً جوانان با صفائی که گرمای عشق خدمت به همنوعانشان را به گرمای منزل ترجیح داده بودند با دیگر خدمه حرم مشغول پاکسازی مسیرهای عبوری بودند شدت برف به حدی رسیده بود که من در چندین سال اخیر این میزان بارش را ندیده بودم این عزیزان در چند گروه هر عده یک مسیر را پارو می کردند .
منهم پاروئی در دست گرفتم و محدوده خودم را هرچند وقت یک بار برف روبی میکردم .
خانمی با چشم گریان در این دل شب وارد حرم مطهر شد به من التماس دعا گفت و به سمت ایوان طلا رفت صدای چند جوان که مداهی میکردند و به سینه زنی در گوشه ای از صحن مشغول بودند حال غریبی در محیط ایجاد کرده بود و این میرساند که جوانان ایرانی بر خلاف تصور بعضی ها چه ارادتی نسبت به ائمه معصوم دارند و بر خلاف تعداد اندکی از جوانان که به بیراه میروند ولی هنوز دلهای با صفای زیادی را میشود دید .
متاسفانه تعدادی از زائرین که مراعات نمیکردند و از روی کف پوش ها حرکت نمیکردند گاهاً به زمین میفتادند و از آن جمله جوانی که به شدت به زمین افتاد و با کمک خانواده اش او را به دفتر نگهبانی هدایت کردند تا پزشک اورژانس حرم برای معاینه او بیاید و عنوان میکرد که به تازگی عمل پیوند تاندوم در پایش انجام داده و خیلی نگران بود ، البته پس از معاینه بخش فوریتهای پزشکی مشخص شد که خوشبختانه آسیب جدی ندیده ولی برای اطمینان توسط آمبولانس برای معاینه کامل تر به دارالشفاء امام رضا (ع) انتقال پیداکرد.
ساعت 30/2دقیقه بامداد صبح دوشنبه است بارش برف به حدی رسیده که آن طرف صحن دیده نمی شود و قدرت برف بر قدرت خدامی که همراه تعدادی از زائرین مشغول برف روبی هستند غلبه کرده است .
ساعت 3 شده همکارم تشریف آوردند و من به سمت آسایشگاه حرکت کردم.
به امید اینکه بتوانم توفیق خدمت در هفته آینده را پیدا کنم و بتوانم خاطراتش را برای شما نقل کنم
البته سعی خواهم کرد علاوه بر خاطرات هر هفته دانستنی هائی از شخصیت امام رئوف و یا اماکن و آداب حرم مطهر رضوی را نقل کنــــــــــــــــــــــــــــم انشا الله
تصویرگرhttp://faghathezbolah.blogfa.com/
بنام حضرت دوست
که هرچه دارم از لطف و کرم اوست
من یکی از دربانان کشیک سوم حرم مطهرثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) هستم .
مهم نیست اسمم چیست فقط دوست داشتم اتفاقات حرم مطهر را از دید یک خادم بدانید و با حرم رضوی بیشتر آشنا شوید .
من مدتی است که بعنوان یک خادم در کشیک سوم حرم مطهر مشغول خدمت به زائرین محترم میباشم و در این مدت(15ماه) خاطرات جالب و اتفاقات تلخ وشیرینی را پشت سر گذاشته ام .
دیشب یکی از شبهای قشنگ حرم مطهر بود و باعث شد که فکر ایجاید این وبلاگ به ذهنم برسد و تصمیم به بازگو نمودن این مطالب برای عموم افتادم .
امیدوارم که خود سرور و مولایم حضرت علی بن موسی الرضا مرا کمک نماید تا بتوانم حق مطلب را ادا کنم .
البته در هفته های بعد نحوه حضور خدام مراسمات و وظایف دربانان و همچنین چگونگی خدمت در این حرم با صفا را بیشتر بیان خواهم کرد انشاء اللله
منتظر نظرات و خاطرات شما بزرگواران هستم .
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
این وبلاگ دفترچه خاطرات یک خادم زائرین امام رضا (ع) است
اولین مطلب امروز بعد الظهر ببینید !
منتظر نظرات شما در این وبلاگ هستم
یا علی مدد
>