>
>
>
>
>
>
>
>
>
|
السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
|
او می نگرد
شب جمعه است نوای ملکوتی دعای پر فیض کمیل محفل عشاق را گرما بخش است

او می نگرد
صبح جمه خیل ارادتمندان که پس از نماز جماعت صبح چشم انتظارند و در طلوع آفتاب ندبه کنان دعای سلامتی میسرایند

او مینگرد
مراسم نماز جمعه به پایان رسیده و زائرین به زیارت امام رئوف میشتابند

او می نگرد
عصر جمعه است زائر و مجاور آرامش خود را در کنار پنجره فولاد تجربه مینمایند

او می نگرد
جمعه به پایان میرسد و آغازین ساعات روز شنبه با آغاز خدمت من به زائرین هماهنگ میشود صحن انقلاب صحنی با معنویت خاص و ...

مادر با دو فرزند دختر و پسر دوقلوی خود که حدوداً 5 الی 6 ساله میباشند وارد صحن انقلاب میشود ولی مشیت الهی فرزند پسر را فلج نموده نمیدانم مادر زادی میباشد یا حادثه
پشت پنجره آرام میگیرند
او می نگرد
ساعت حدود 2 بامداد است گوشه ای از صحن انقلاب با برادری مشغول صحبت هستم تاریخچه سقا خانه را جویا شده کلام را آغاز نموده ام هنوز چند جمله ای بر زبانم جاری نشده بود که صدای فریاد های یا امام رضا (ع) از سوی پنجره فولاد به گوش می رسد سرم را بر میگردانم خیل زائرین به سمت پنجره فولاد در حال دویدن هستند شتابان خود را به پنجره فولاد رساندم همکارم کودک را در آغوش گرفته و زائرین البسه کودک را برای تبرک در بدنش تکه تکه نموده اند با کمک دیگر همکاران کودک را میان انبوه جمعیت به دفتر شفا یافتگان انتقال میدهیم
مادر و خواهر کوچکش اشک ریزان او را همراهی می کنند
و او دید . . . دلی شکسته را دل مادری دردمند و نیازمند یا خواهری نگران و معصوم یا شاید زائری دل سوخته که با دیدن این مادر و فرزندان منقلب شده و دعای اللهم اشفع کل مریض

شب زیبائیست و او می نگرد کریمانه می نگرد
ای آشناترين غريب به تو مي انديشم

لحظه با شکوهی است گوش هايم هيچ صدائي را نميشنود و چشم هايم جزء روبه رويم را نميبيند دستهايم را به احترام آن امام همام به روی سينه ميگزارم ضربان قلبم را احساس ميکنم برای زيارتت لحظه شماری ميکنم سرم را آهسته خم ميکنم و از شرم گناهانم به سنگ فرش صحنت ميدوزم گام هايم را آهسته بر ميدارم زيرا اينجا با بال فرشتگان فرش شده است در چشمانم اشک حلقه ميزند و از من اجازه سرازيری ميگيرد
وقتی وارد ميشوم و رو به روی پنجره فولاديت مي ایستم تمام حرف هائي که در قلبم بود و در راه تکرار ميکردم تا با شما نجوا کنم ناگهان با دیدن چشم های منتظر؛ دستان لرزان ؛ بدنهای رنجور ؛ قلب های شکسته ؛ لبهای خشکیده ولی امیدوار فراموش میکنم چشمهایم چون ابر بهاری میبارد !
مولای من وقتی در بهشت تو هستم هیچ آرزوئی جزء نگاه کریمانه تو ندارم ؛ دلم نمی خواهد هیچ صدائی را جزء صدای نقاره خانه ات بشنود ؛ هیچ دستی جز دست رافت تو مرا یاری دهد .
مولای من تنها به تو می اندیشم ! شوق زیارتت مست و مدهوشم می کند و با دیدن ضریح عشقت عظمتت و کوچکیم را در می یابم
ای بزرگ مرد ؛ ای والا مقام ؛ ای مهربان من ؛ ای تمام هستیم به تو می اندیشم
ل ی
جهان سر به سر عبرت و حکمت است
ولی بهــــره ما از آن غفـــلت است
مدت ها بود پشت پنجره فولاد توفیق خدمت نیافته بودم تا این هفته که
نمی دونستم بعد از مدت ها با چه مطلبی شروع کنم ولی استعانت از خود مولا کمکم کرد و چند لحظه ای را پشت پنجره فولاد بجای یک دوست مشغول خدمت شدم نیمه های شب بود و مثل همیشه خیل عظیم حاجتمندان که ریسمان نیازشان را به پنجره فولادی گره زده بودند
مادری جوان با کالسکه بچه اش آرام و اشک ریزان نزدیک شد طنابی سبز رنگ را از کیفش بیرون آورد بوسه ای به دستان بچه اش زد و طناب را به دور دست نوزاد 10ــ 15 روزه اش بست و سر دیگر طناب را به مشبک های پنجره محکم کرد
کنار بچه اش زانو زد ؛ خیره شد ؛ اشک ریخت و نجوا کرد چند لحظه بعد براحتی گفته هایش و درد دلش با مولا را میشد شنید
خدایا درسته که خیلی آرزو مند بودم نفس گرم یک بچه زندگیم را گرما بخش باشد ولی (هق هق گریه امانش را میگیرد )

براستی که جهان سر به سر عبرت وحکمت است ولی بهره من وتو و مای رنجور از این مطلب چیست ؟
بنام جمیل
مدتها بود که از اینترنت دور بودم و آن روز وقتی تخفیف جالب توجه یک فروشگاه را در مورد قیمتهای کارت اینترنت دیدم نا خود آگاه و نخواسته به داخل فروشگاهش رفتم و یک کارت اینترنت 60ساعته را به قیمت 3000تومان خریداری کردم
و پس از حضوری که بعد از غریب به 130روز از آخرین حضورم بودم به خانه دلم رجوع کردم و انبوه نظرات دوستان و اظهار لطفشان دلم هوائی شد برای نگارش دوباره و بدین سان پست قبلی را ثبت نمودم . . .
تصمیم بر آن گرفتم حداقل هر ماه یکبار چند دقیقه ای را به دلم اختصاص دهم و حالا آماده ام و آمده ام تا دلها را راهی کوی دوست نمایم انشا الله

میدونم خیلی هاتون دوست دارین توی یک همچین وضعیتی که در تصویر فوق میبینید قرار بگیرید و از اعماق وجودتان فریاد بزنید السلام علیک یا ابالحسن علی بن موسی الرضا المرتضی (علیه السلام)و .......................

توی این مدت که توفق خدمت به شما زائرین اینترنتی را نداشتم فقط به این نتیجه رسیدم که اگر توکل به خدا کنیم و به ائمه اطهار متوسل بشویم حتماً گره ها باز خواهد شد
یا مولا یا ثامن الحجج یاریگرم باش تا در این خدمت گزاری که نصیب حقیر گردیده خادم خوبی برای زائرینت باشم
دوشنبه 6/3/1387 نوبت کشیک این حقیر میباشد پیشاپیش نایب الزیاره شما خواهم بود و با استعانت و یاری از خداوند متعال زین پس با مطالب تازه در خدمتتان خواهم بود
نایب الزیاره تمامی دوستان خوبم در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) خواهم بود
السلام عليک يا ابا عبدالله
و علی الارواح التی حلت بفنائک
عليک منی سلام الله ابداً ما بقيت و بقی اليل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزيارتکم
السلام علی الحسين (عليه السلام)
و علی علی بن الحسين (عليه السلام)
و علی اولاد الحسين (عليه السلام)
و علی اصحاب الحسين (عليه السلام)
خدا نگهدار
بنام حضرت دوست که همه چیزم از اوست
و اما چرا خدا حافظ ؟
دلایل متعددی برای اینکار دارم با اینکه دلبستگی نسبت به شما بازدیدکنندگان گرامی پیدا کرده ام و دوستان خوب و زیبا نفسی را پیرامونم گرد آوری نموده ام و تازه نوشتن در وبلاگ برایم روان تر شده بود نسبت به روزهای آغازین شروع بکار وبلاگ ولی دلایل ذیل باعث شد که با شما و وبلاگم خدا حافظی کنم البته شاید ؛ چند ماه آینده بازگشتم و . . .
1 ــ آغار ماههای محرم و صفر و پس از آن آغاز سال نو شمسی و مشغله های خدمتی در این ایام خاص
2 ــ پیشنهاد یک پروژه کاری فرهنگی علمی که بی ربط به حرم مطهر رضوی و زائرینش نیست که بین 3تا6ماه کاری زمان خواهد برد
3 ــ چندی بود که احساس میکردم نوشتن در وبلاگ برایم حالت روز مرگی به خود گرفته خوانندگان مطالبم محدود به چند دوست بزرگوار شده و مطالبم تکرار مکررات
4 ــ آیتم نجوایت با مولا را در وبلاگ گذاشتم و توقع زیادی نسبت به این بخش داشتم ولی جزء عده معدودی از دوستان استقبالی نشد !
5 ــ اکثر کامنت های ارسالی به وبلاگم جنبه تبلیغی برای وبلاگهای خودشان شده بود و وقتی بررسی میکردم کمتر بازدید کننده ای زمان برای مطالعه مطالب وبلاگ میگذاشتند
6 ــ نظر سنجی که گذاشتم 50% از شرکت کنندگان مایل به ادامه کار وبلاگ نبودند
اما :
چند جمله ای حرف دل تا شاید دلایلم موجه تر جلوه کند:
{ باید سعی کنیم نوشتن مطلب در وبلاگ از تکرار خارج شده و ابتدا خود به یقین برسیم در مورد مطلب و سپس مکانی را که جایگاه فروش عقاید میباشد را اشغال کنیم و در آن به اظهار نظر بپردازیم ! که این خود همتی دو چندان می طلبید }
{( آ ) در صبح یکی از همین روزهای برفی هنگامی که اتومبیلم در میان برفها گرفتار شده بود و با هر ترفندی میخواستم خودم را نجات دهم ؛ نمی شد .فردی به کمکم آمد و با مساعدت او و چند دوستش از این وضعیت خارج شدم در انتها که از این عزیز تشکر کردم ایشان در کمال لطف فرمودند من کاری در مقابل زحماتی که شما برای زائرین میکشید نکرده ام فقط مرا از دعای خیر فراموش نفرمائید ! ( ب ) پیرمرد زائری که بعد از راهنمائیش به من چنین گفت: خدا عاقبت به خیرت نماید خوشا به سعادتت ( ج ) دوستی که پس از ورود به وبلاگ در نظرات چنین مینویسد به شما حسودی ام میشود ای کاش برای یک لحظه هم که شده تو جایگاه شما بودم (د ) دوستی که از طریق این وبلاگ افتخار آشنائی با او را پیدا کرده ام و هنگامی که در زندگیش به مشکل بر خورد میکند مرا مشاور و راهنمای خود میداند (ر ) و ... همه اینها برای این حقیر کمترین ایجاد مسئولیت مینماید که با خود بیاندیشم در چه جایگاهی هستم چه وظیفه خطیری بر دوش دارم و در این بین سخت است که بین دل و عقل یکی را انتخاب کنی و عقلانی با این مورد بر خورد نمایم }
{ البته در صد کمی از تصمیم به خدا حافظی را منوط به نظر سنجی که 50% عدم حضور مرا خواستار شده بودن ارتباط میدهم و در پاسخ به این عزیزان نیز چنین میگویم
ای کوه بلندای سراپا پند
ز تو یک تجربه اندوخته ام که نلرزد تنم
از غرش ارابه سنگین زمان که هراسی ندهم راه به دل از طوفان
کاه بودن ننگ است کوه می باید بود
بله و تصمیم بر آن گرفتم که کوه باشم برای همین همکاری با یک گروه نرم افزاری را جهت اجرای یک پروژه نرم افزاری در مورد حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا(ع) را پذیرفته ام }
ولی :
سعی خواهم نمود خاطرات این چند وقت حضور و مصاحبت با شما را فراموش نکنم در این مدت دوستان خوبی پیدا کرده ام درسها آموخته ام و عقده ها وا کرده ام و حاضرم با تمام وجود به دوستی و خدمت گزاری عزیزان ادامه دهم فلذا از طریق ایمیل hrnabikhah@yahoo.comحاضر هستم ادامه دوستیهایمان را حفظ کنم
در آیتم نجوایت با مولا تمام عزیزان که بذل محبت فرمودند و کامنت گذاشتند را برنده میدانم و به وعده خود عمل میکنم آقایان و خانم ها (نوید ؛ نگار؛ دل تنگ؛ فرشته بنفش؛ محمدی ؛ یه عاشق ؛ حمید رضا ؛ شیدا ؛ مهرداد ؛ حسین ؛ سعید ؛ حاجی ؛ عاشق آقا ؛ و ...) همه شما بزرگواران برنده هدیه من هستید و در اولین فرصت هدایایتان را با نام تک تک تان در کنار روضه منوره ثامن الحجج اهدا خواهم کرد
البته:
اگر از این پس تصمیم به در دل و نجوا با مولای خود داشتید با تلفن گویا آستان قدس رضوی که مستقیماً و بدون واسطه با روضه منوره ارتباطتان را بر قرار مینماید تماس بگیرید
۰۵۱۱-2232222
شايد:
وقتی دیگر بازگشتم ودوباره به کارم در این وبلاگ ادامه دادم تا خدا چه بخواهد
همه شما را برادرانه دوست دارم
در این مدت وبلاگ پر مغز و ارزشمندی را نیز پیدا کرده ام که الگوی خوبی برای جوانان خواهد بود بار ها این وبلاگ زیبا را لینک نموده ام و حالا نیز چنین میکنم
به یاد خدا باشید از توسل به ائمه اطهار خصوصاً السلطان ابالحسن علی بن موسی الرضا غافل نشوید که ایشان کلید هر قفل ناگشوده ای هستند
در پايان :
امیدوارم همه ما از جمله محبین واقعی ائمه اطهار باشیم دعاهای بر حق مان با یک آمین آقا ابا صالح المهدی (عج) به اجابت برسد و در این ایام سوگواری اسم همه ما جزء عزاداران واقعی ابا عبدالله الحسین (ع) ثبت گردد
خدا نگه دار
خادم زائرين حرم مطهر رضوی نبی خواه
سلام و آرزوي شادترين لحظات براي تك تك دوستان و بازديدكنددگان محترم وبلاگ در اين ايام خجسته و ميمون
عيد سعيد غدير خم
بر همه عاشقان و شيفتگان امير المومنين علي بن ابي طالب (ع) مولي الموحدين تبريك و تهنيت
قصد داشتم در زمينه عيد غدير خم مطالبي را ارائه نمايم ولي مطلبي در وبلاگ يك دوست خيلي عميق در من اثر گزار شد و حالا تصميم گرفته ام تا به عمق مطلب نرسم ديگر دست به قلم نشوم و حالا ميدانم كه هيچ ندانسته ام پس چند روزي دوري مرا تحمل كنيد هر گاه با خودم كنار آمدم و توانستم آنچه در دلم گذشته را با خود حلاجي نمايم تك تك دوستانم را دعوت ميكنم و حتماً نظر شما را هم جويا خواهم شد

توي اين مدت دوستان عزيزم لطف كنند از طريق منو هاي اصلي در بالاي وبلاگ وارد آيتم هاي وبلاگ شده و از نوشته هاي پيشين ديدن نمايند مطمئن هستم آيتم هاي متنوع و مطالب گذشته وبلاگم براي كساني كه مطالعه نفرموده اند جذاب خواهد بود خصوصاً در بخش شفايافتگان و و دل نوشته ها

و يك خواهش ديگر در نظر سنجي جديدم حتماً و حتماً شركت بفرمائيد تا در مورد ادامه كار وبلاگم راحتر تصميم بگيرم

در بخش نجوايت با مولا هفته گذشته 3 نفر بيشتر كامنت نگزاشتند!!! كه هر سه نفرشان را برنده هديه 100 صلوات در جوار بارگاه ملكوتي مولا ميدانم چون نسبت به بنده و شركت در اين آيتم لطف داشته اند. البته توقع من خيلي بيشتر از اينها بود

و يك تمنا دوستاني كه در خبر نامه عضو نيستند و بازديد كنندگان جديد وبلاگ بذل محبت فرموده و جهت تسريع در دعوتتان عضو خبر نامه بشويد
با سپاس فراوان و التماس دعا خدمت گزار شما در حرم مطهر رضوي
>